جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٥
حقّ تخلّف از پيامبر را از اهل مدينه و اعراب اطراف آن سلب مىكند. ١ ظاهر عبارت «ما كان لاهل المدينه ... ان يتخلّفوا عن رسول اللّه» خبر و معناى آن نهى است. در اين صورت، معناى آن اين است براى اهل مدينه و اعراب باديهنشين اطراف آن جايز و حلال نيست كه بدون عذر از پيامبر (ص) در جنگ تبوك و غير آن تخلّف ورزند و سرپيچى كنند. ٢ حرمت تخلّف در جايى است كه پيامبر آنان را به جهاد فراخوانده و فرمان داده باشد؛ زيرا در اين صورت، اطاعت از او واجب است. ٣ ما كان لاهل المدينة و من حولهم من الاعراب ان يتخلّفوا عن رسول اللّه ١. الميزان ٩/ ٤٠٣. ٢. مجمع البيان ٥- ٦/ ١٢٣.
٣. الكبير ١٦/ ٢٢٥.
٢. ممنوعيّت تخلّف از فرمان رهبر جامعه اسلامى در همه اعصار: با توجّه به اينكه آيات قبل در زمينه جهاد بود و فرمان جهاد حكمى مربوط به حكومت اسلامى است، مىتوان استفاده كرد كه لزوم تبعيت از رسول خدا (ص) در واقع به معناى لزوم تبعيت از حاكم اسلامى است و نام رسول خدا از آن جهت ذكر شده كه آن حضرت حاكم جامعه اسلامى بوده است. ١ ما كان لاهل المدينة و ... أن يتخلّفوا عن رسول اللّه ١. راهنما ٧/ ٣٣٧.
٣. ممنوعيّت ترجيح دادن آسايش خود بر راحتى پيامبر و تنها گذاردن او در سختىها: رغبت به چيزى، ميل به آن چيز براى طلب منفعت آن است و رغبت از چيزى، بىميلى به آن چيز و ترك آن است.
«باء» در «بأنفسهم» براى سببيّت است. از اين رو، معناى عبارت «و لا يرغبوا بانفسهم عن نفسه» اين است كه اهل مدينه و اعراب اطراف آن حقّ ندارند به خاطر سرگرم شدن به خود، از پيامبر غفلت ورزند و او را در مخاطرات و دشوارىهاى سفرها تنها بگذارند و خود بنشينند و از لذّتهاى زندگى بهره ببرند. ١ و لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه ١. الميزان ٩/ ٤٠٣.
٤. جانفشانى براى پيامبر (ص) و مقدّم داشتن جان او بر جان خود، از وظايف مؤمنان: برخى گفتهاند كه معناى عبارت «و لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه» اين