جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٠
وصف شدند. گويا خداوند فرموده است:
چون مؤمنان اهل حقاند و خداوند بر آنها نعمتها ارزانى داشته و از آنجايى كه كافران اهل باطلاند و خداوند اعمالشان را تباه كرده است، پس مؤمنان بايد در ميدان نبرد كافران را بكشند و اسير كنند تا حق زنده و زمين از لوث باطل پاك گردد. ١ ١. الميزان ١٨/ ٢٢٤- ٢٢٥.
١. لزوم كشتن كافران در ميدان نبرد تا هنگام غلبه بر آنان: مراد از «لقاء» در عبارت «فاذا لقيتم ...»، برخورد در جنگ است. عبارت «فضرب الرقاب»- كه تقدير آن «فاضربوا الرقاب ضرباً» مىباشد- كنايه از كشتن با شمشير است؛ زيرا آسانترين و سريعترين راه كشتن دشمن، زدن گردن آنهاست. «حتّى» غايت «ضرب الرقاب» است. ١ همچنين معناى «اثخان»، كشتار زياد دشمن و پيروزى و غلبه بر دشمن است. ٢ آيه شريفه در مجموع بيانگر يكى از قوانين كارآمد و حياتى در ميدان جنگ است.
خداوند به رزمندگان مسلمان رهنمود داده است كه تا قبل از غلبه يافتن بر دشمن و زمينگير ساختن او، اقدام به گرفتن اسير نكنند، بلكه بى درنگ هر دشمنى را كه [در ميدان نبرد] در مقابلشان قرار گرفت، بكشند ٣؛ زيرا گرفتن اسير پيش از غلبه بر دشمن، گاه موجب تزلزل موقعيت مسلمانان در جنگ خواهد شد و پرداختن به امر اسيران و تخليه آنان در پشت جبهه، رزمندگان مسلمان را از وظيفه اصلى باز مىدارد. ٤ بديهى است، انجام فرمان «فضرب الرقاب»، پس از دعوت كافران به اسلام و نپذيرفتن آنان است. ٥ فاذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب حتّى اذا اثخنتموهم ١. الميزان ١٨/ ٢٢٥. ٢. مجمع البيان ٩- ١٠/ ١٤٥.
٣. راهنما ١٧/ ٤١٢. ٤. نمونه ٢١/ ٣٩٩. ٥. فى ظلال ٧/ ٤٤٣.
٢. لزوم گرفتن اسير پس از غلبه بر دشمن: «وثاق» وسيلهاى است كه چيزى را با آن مىبندند. مراد از «شدّ وثاق» (محكم بستن اسيران)، اسير كردن است. از اين رو، اين آيه در اينكه اسير گرفتن را پس از «اثخان» (غلبه بر دشمن) قرار داده، هممعناى آيه ٦٧ سوره انفال يعنى «وما كان لنبىّ أن يكون له اسرى حتّى يثخن فى الارض» است. برخى گفتهاند كه آيه مورد بحث ناسخ آيه ٦٧ سوره انفال است؛ زيرا