جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٥
غنائم جنگى:
درخواست ٥؛ بخل در تقسيم ٦ مجاهدان:
اجتناب از امداد به ١ مسلمانان:
بخل به ٦ منافقان:
بخل ١، ٦؛ و جهاد ١؛ و جنگ احزاب ٢؛ ترس ٢، ٧؛ مدينه در سختى ٣؛ و محمد (ص) ٣؛ طعن ٤؛ فرصتطلبى ٥؛ آثار بى ايمانى ٧، ٩؛ حبط عمل ٨؛ منشأ حبط عمل ٩؛ عمل ١٠ يحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُواْ وَ إِن يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّواْ لَوْ أَنَّهُم بَادُونَ فىِ الْأَعْرَابِ يَسَلُونَ عَنْ أَنبَائكُمْ وَ لَوْ كَانُواْ فِيكُم مَّا قاتَلُواْ إِلَّا قَلِيلًا (٢٠)
(احزاب/ ٢٠)
اينان (منافقان) [چنين] مىپندارند كه دستههاى دشمن نرفتهاند، و اگر دستههاى دشمن بازآيند آرزو مىكنند: كاش ميان اعراب باديهنشين بودند و از اخبار [مربوط به] شما جويا مىشدند، و اگر در ميان شما بودند، جز اندكى جنگ نمىكردند.
١. پندار منافقان در نرفتن احزاب پس از رفتن آنان از شدت ترس: خداوند در اين آيه منافقان جنگ احزاب را توصيف مىكند و مىفرمايد: منافقان مىپندارند كه قريش، غطفان، اسد و يهوديان- كه بر ضد پيامبر (ص) حزب تشكيل دادند و متحد شدند- نرفتهاند؛ در حالى كه رفتهاند. اين پندار آنان از روى ترس و كثرت علاقهشان به شكست مسلمانان بود. ١ يحسبون الاحزاب لم يذهبوا ١. مجمع البيان ٧- ٨/ ٥٤٧.
٢. عدم حضور در مدينه در صورت هجوم مجدد احزاب، امرى دوستداشتنى نزد منافقان: اگر احزاب دوباره براى نبرد با مسلمانان بهمدينه باز گردند و هجوم آورند،