جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥
(توبه/ ٨)
كَيْفَ وَ إِن يَظْهَرُواْ عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُواْ فِيكُمْ إِلًّا وَ لَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُم بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثرُهُمْ فسِقُونَ (٨)
چگونه [براى آنان عهدى است] با اينكه اگر بر شما دست يابند، درباره شما نه خويشاوندى را مراعات مىكنند و نه تعهّدى را. شما را با زبانشان راضى مىكنند و حال آنكه دلهايشان امتناع مىورزد و بيشترشان منحرفاند.
١. پايبند نبودن مشركان به هيچ گونه پيمان، علت الغاى آنها از سوى خدا و رسول: «الّ» به معناى خويشاوندى و «ذمّه» به معناى عهد و پيمان است. در اين آيه جمله «يكون لهم عهد» در تقدير است و حذف آن به دليل دلالت آيه قبل يعنى «كيف يكون للمشركين عهد» بر آن است. ١ گويا آوردن ذمّه در برابر الّ براى دلالت بر اين است كه مشركان هيچ گونه ميثاقى را كه حفظش واجب است نسبت به مؤمنان رعايت نمىكنند؛ خواه ميثاقهايى كه مبتنى بر اصول واقعى و تكوينى است مانند خويشاوندى و خواه ميثاقهايى كه مبتنى بر قرارداد است مانند پيمانهايى كه با سوگند يا غير آن منعقد مىشوند، از اين رو، معناى آيه اين است كه چگونه مشركان در نزد خدا و رسول عهدى دارند و حال آنكه اگر بر شما چيره شوند، درباره شما نه خويشاوندى را رعايت مىكنند و نه پيمان را. ٢ كيف وان يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم الّا و لا ذمّة ١. مجمع البيان ٥- ٦/ ١٤. ٢. الميزان ٩/ ١٥٧.
٢. رفتار منافقانه مشركان، علت الغاى پيمانهاى آنان با مسلمانان: جمله «يرضونكم ...» انكار وجود پيمان براى مشركان را تعليل مىكند و به همين دليل بدون عطف آمده است. از اين رو، تقدير آيه اين است كه چگونه براى آنان عهدى است و حال آنكه با زبانشان شما را راضى مىكنند، اما دلهايشان امتناع مىورزد. ١ يرضونكم بافواههم و تأبى قلوبهم ١. الميزان ٩/ ١٥٧- ١٥٨.