جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٦
بيماران و تهيدستان به شرط خيرخواهى براى خدا و رسول و نفى سبيل از نيكوكاران [كه در آيه قبل آمد] عطف شده است. ١ «حمل» به معناى دادن مركب (مانند اسب و شتر و غير آن) به كسى است. وقتى «حَمَلَه يحمله حملًا» گفته مىشود كه كسى به كسى مركبى داد تا بر آن سوار شود. از اين رو، معناى آيه اين است كه بر كسانى كه نزد تو اى پيامبر آمدند و مركب خواستند و تو به آنان گفتى كه مركبى ندارم، نيز حرج و ايرادى براى تخلف از جهاد نيست و راه سرزنش و عقاب بر آنان بسته است. ٢ ولا على الذين اذا ما اتوك لتحملهم قلت لا اجد ما احملكم عليه ١. المنار ١٠/ ٥٨٨. ٢. مجمع البيان ٥- ٦/ ٩١- ٩٢.
٢. محدوديت امكانات پيامبر (ص) در جنگ تبوك براى تأمين ساز و برگ رزمندگان داوطلب: ١ از عبارت «قلت لا اجد ما احملكم عليه» فهميده مىشود كه پيامبر (ص) در جنگ تبوك براى تأمين ساز و برگ رزمندگان داوطلب از جمله مركب با محدوديت مواجه بوده است.
قلت لا اجد ما احملكم عليه ١. راهنما ٧/ ٢٤٦.
٣. عنايت خداوند به افراد ناتوان از تأمين ساز و برگ و مشتاق براى شركت در جهاد: عطف افراد ناتوان از تأمين مركب، سلاح و مانند آن بر «لا على الذين لا يجدون ما ينفقون» در آيه قبل، عطف خاص بر عام است و اين به خاطر عنايت خاصى است كه خداوند به اين افراد دارد؛ زيرا اينان در نهايت درجه نصح و خيرخواهى بودند و نيكوكاريشان آشكار بود. ١ ولا على الذين اذا ما اتوك لتحملهم ١. الميزان ٩/ ٣٦٣.
٤. پيامبر (ص)، اداره كننده و سامان دهنده امور سپاه اسلام: از اينكه مؤمنان براى مسائل مختلف جهاد به پيامبر مراجعه مىكردند، اين برداشت استفاده مىشود. ١ اتوك لتحملهم قلت لا اجد ما احملكم عليه ١. راهنما ٧/ ٢٤٧.
٥. اشتياق زياد برخى مؤمنان صدر اسلام به شركت در جهاد: «فيض» به معناى جارى شدن به خاطر پُرى است.
«حزن» دردى است اندر دل به خاطر از دست رفتن چيزى. «حَزَناً» مفعولٌ له است كه علت گريه كردن را بيان مىكند. از اين