جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥
انجام آن است. عبارت «ولكن كره اللَّه انبعاثهم» بدين معناست كه خداوند رفتن منافقان به جنگ تبوك را خوش نداشت؛ زيرا مىدانست كه اگر بروند به سخنچينى و فتنهانگيزى و جاسوسى براى مشركان مىپردازند و ضررشان بيش از سودشان است. اما در آيات قبل، خداوند همه مسلمانان را به كارزار فرا خواند، و در اين آيه، آن را ناخوش مىدارد و از حركت برخى جلوگيرى مىكند، زيرا خداوند مسلمانان را براى دفاع از دين و به نيت جهاد فراخواند، نه به منظور تبهكارى و فتنهانگيزى و سخنچينى. ازاين رو، خداوند چيزى را غير از آنچه بدان امر كرده است ناخوش داشته است. ١ ولكن كره اللَّه انبعاثهم فثبطهم ١. مجمع البيان ٥- ٦/ ٥٤.
٥. سلب توفيق شركت در جهاد از منافقان: شركت در جهاد، توفيق الهى است كه از نااهلان سلب شده است. ١ ظاهراً در اين برداشت، «تثبيط» به معناى سلب توفيق است.
ولكن كره اللَّه انبعاثهم فثبطهم ١. نور ٥/ ٧٢.
٦. منافقان پيرو وسوسه شيطان و نفس در تقاعد و نرفتن به جنگ: امر «اقعدوا مع القاعدين» امرى تشريعى نيست تا با فرمان «انفرو خفافاً و ثقالًا» منافات داشته باشد، بلكه امرى است از ناحيه باطن فاسد و ترديد درونى و صفات خبيث باطنى خود منافقان. خداوند از آن رو عبارت «اقعدوا مع القاعدين» را به خود نسبت نداد كه خود را از امر به چيزى كه بدان راضى نيست منزه نمايد و بفهماند كه اسباب ديگرى مانند شيطان و نفس به تقاعد و نرفتن به جنگ امر كرده است. ١ و قيل اقعدوا مع القاعدين ١. الميزان ٩/ ٢٩٠.
آمادگى نظامى:
ضرورت ٣ جنگ تبوك:
تو جهاد در آيينه قرآن(ج٢) ١٠٣ سوره توبه توانايى متخلفان از ١، ٢ جهاد:
ضرورت آمادگى براى ٣؛ عوامل محروميت از ٥؛ عوامل ترك ٦ خداوند:
ناخشنودى ٤ متخلفان از جهاد:
توانايى ١؛ درغگويى ٢