جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٠
ديگر، كسانى كه به خدا و روز جزا ايمان دارند، براى انجام فريضه جهاد، منتظر اذن نمىمانند، بلكه همان گونه كه خدا امر كرده، براى انجام فرمان و كسب رضايت خداوند به سوى آن مىشتابند. ٢ اگر پيامبر (ص) به مؤمنان راستين امر به ماندن مىكرد، بر ايشان گران مىآمد؛ همان گونه فرمان پيامبر به على (ع) براى ماندن در مدينه در جنگ تبوك، براى حضرت گران آمد تا اينكه پيامبر به وى فرمود: «تو نزد من، بسان هارون نزد موسايى». ٣ لايستأذنك الذين يؤمنون بالله و اليوم الآخر أن يجاهدوا باموالهم و انفسهم ١. الكبير ١٦/ ٧٦؛ صافى ١/ ٧٠٤. ٢. فى ظلال ٤/ ٢٣٣.
٣. الكبير ١٦/ ٧٦.
٢. اجازه نخواستن مؤمنان راستين از پيامبر (ص) در تخلف از جنگ تبوك: برخى گفتهاند از آنجا كه اجازه نخواستن از امام در جهاد، جايز نيست، حتماً بايد در آيه چيزى را در تقدير گرفت و آن «لا» ى نفى است. تقدير آيه اين است: «لايستأذنك الذين ... فى ان لايجاهدوا»؛ زيرا در آيات قبل و بعد اين آيه، سخن از سرزنش منافقان به خاطر اجازه گرفتن براى نرفتن به جهاد است. ١ بنا بر اين احتمال، مفهوم آيه اين است كهمؤمنان به خدا و آخرت، براى جهاد با مال و جان، بهانه نياورده و از پيامبر (ص) خواهان اجازه ترك جهاد نبودند. ٢ در مجموع و با توجه به آيات ديگر، اين احتمال قوىتر است.
لايستأذنك الذين يؤمنون بالله و اليوم الآخر أن يجاهدوا باموالهم و انفسهم ١. الكبير ١٦/ ٧٦. ٢. راهنما ٧/ ١٢١.
٣. جهاد با مال و جان، از لوازم ايمان به خداوند و آخرت: [بنا بر احتمال اخير] مفهوم آيه اين است كه جهاد در راه خدا با جان و مال از لوازم ايمان واقعى و درونى به خدا و روز جزا است؛ زيرا اين ايمان آدمى را به تقوا وا مىدارد و مؤمن چون به خدا و روز جزا ايمان و در نتيجه تقوا دارد، نسبت به جهاد با مال و جان در راه خدا، بصير و آگاه است، و اين بصيرت او را از تثاقل و كاهلى در امر جهاد و در نتيجه اجازه گرفتن براى ماندن باز مىدارد. ١ لايستأذنك الذين يؤمنون بالله و اليوم الآخر أن يجاهدوا باموالهم و انفسهم ١. الميزان ٩/ ٢٨٩.