جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥٦
بسته بودند، اما پس از مدتى آن را نقض كردند. علت نقض عهد از سوى بنى نضير اين بود كه پيامبر نزد آنان آمد تا ديه دو مرد را- كه يكى از يارانش آنها را كشته بود- قرض كند. حضرت چون بر كعب بن اشرف وارد شد، كعب گفت: اى اباالقاسم خوش آمدى. آنگاه برخاست و وانمود كرد كه مىخواهد براى پيامبر غذا درست كند، اما در دل نقشه قتل آن حضرت و يارانش را مىكشيد. فرشته وحى پيامبر را از ماجرا آگاه كرد. پيامبر به مدينه بازگشت و به محمد بن مسَلمه فرمود: نزد بنى نضير برو و به آنان بگو كه خداوند مرا از پيمانشكنى آنان آگاه كرده است؛ يا از ديار ما بيرون رويد و يا آماده پيكار باشيد. يهوديان گفتند:
از ديار تو بيرون مىرويم. در اين ميان، عبدالله بن ابى به يهوديان پيغام داد: بيرون نرويد، بمانيد و با محمد بجنگيد، من و قوم و هم پيمانانم شما را يارى مىكنيم. يهوديان با شنيدن اين پيغام ماندند و قلعههاى خود را بازسازى كردند و براى جنگ آماده شدند.
به پيامبر هم خبر دادند كه ما بيرون نمىرويم، هر كار مىخواهى بكن! پيامبر پس از شنيدن اين خبر برخاست و تكبير گفت. ياران نيز تكبير گفتند. پيامبر (ص) به على (ع) فرمود: پيشاپيش به سوى بنى نضير حركت كن. اميرالمؤمنين پرچم را برداشت و رهسپار شد. پيامبر نيز عزيمت فرمود و يهوديان را در قلعههايشان محاصره كرد.
عبدالله بن ابى نيز به وعده خويش وفا نكرد. رسول خدا به هر يك از قلعهها نزديك مىشد، يهوديان آن را ويران مىكردند و در ديگرى پناه مىگرفتند.
حضرت فرمان داد كه درختان خرماى آنان را قطع كنند. يهوديان چون چنين ديدند، گفتند: اى محمد، اگر اموالمان را بدهى، از سرزمين تو بيرون مىرويم. پيامبر فرمود:
نه، تنها مجازيد به اندازه بار شترانتان همراه ببريد. آنان ابتدا نپذيرفتند، اما پس از مدتى گفتند: ما حاضريم با اموالى به اندازه بار شترانمان بيرون رويم. پيامبر فرمود: نه فقط خودتان مىتوانيد برويد. سرانجام، يهوديان قلعهها را بدون همراه داشتن مالى ترك كردند و گروهى به فدك، جمعى به وادى القرى و عدهاى بهشام رفتند. آيه فوق و چند آيه پس از آن در اين باره نازل شد. ١ ١. نور الثقلين ٧/ ٣٠٧- ٣٠٨.
١. اخراج دسته جمعى يهوديان بنى نضير از مدينهبراى نخستين بار، از سوى