جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٤
[گسترده] بى نياز ساخت [و پيروزى را نصيبشان كرد] و خدا قوى [و] شكستناپذير است.
اين آيه، آخرين سخن را درباره جنگ احزاب مىگويد و به اين بحث خاتمه مىدهد. ١ ١. نمونه ١٧/ ٢٤٨.
١. شكست لشكر احزاب مهاجم: «غيظ» به معناى اندوه و خشم است. از اين رو، معناى «وردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم» اين است كه خداوند كافران (احزاب مهاجم به مدينه) را همراه با اندوه و خشمشان برگرداند و پراكنده ساخت. ١ وردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم ١. الميزان ١٦/ ٢٩١.
٢. دست جهاد در آيينه قرآن(ج٢) ٢٨١ سوره احزاب نيافتن احزاب مهاجم به هيچ نتيجهاى از هجوم خود به مدينه: مراد از «خير» آن چيزى است كه كافران آن را خير مىپندارند و آن، پيروزى بر پيامبر (ص) و مؤمنان است. از اين رو، عبارت «لم ينالوا خيراً» بدين معناست كه خداوند كافران را بر گرداند؛ در حالى كه آنها به آنچهكه آرزو مىكردند، دست نيافتند. ١ برخى گفتهاند مراد از «خير» مال (غنيمت) است. ٢ لم ينالوا خيراً ١. الميزان ١٦/ ٢٩١. ٢. مجمع البيان ٧- ٨/ ٥٥٠.
٣. بى نياز كردن مؤمنان از درگيرى نظامى گسترده در جنگ احزاب از سوى خداوند: عبارت «وكفى اللّه المؤمنين القتال» بدين معناست كه خداوند مؤمنان را از اينكه خود [با كافران] جنگ كنند، به سبب باد سرد و شديدى كه فرو فرستاد و محل استقرارشان را بركند وآواره ساخت و بهسبب فروفرستادن فرشتگان و افكندن ترس در دلهايشان، كفايت كرد و بىنياز ساخت. عبدالله بن مسعود گفته است: دليل اين بىنيازى، كشته شدن عمرو بن عبدود به دست على (ع) است كه باعث شد احزاب فرار كنند. اين قول، از امام صادق (ع) نيز روايت شده است. ١ وكفى اللّه المؤمنين القتال ١. مجمع البيان ٧- ٨/ ٥٥٠.
٤. توانمندى و شكستناپذيرى خداوند، سبب پراكنده شدن احزاب مهاجم از اطراف مدينه: عبارت «وكان اللّه قويّاً عزيزاً» (خداوند قوى و شكستناپذير است)،