جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٠
فرمان سليمان (ع) مبنى بر تسليم شدن، نشانگر خوددارى آنان از تسليم شدن بود، سليمان احتمال داد و فرض كرد كه آنان تسليم نخواهند شد، از اين رو، آنان را به فرستادن سپاهى تهديد كرد كه طاقت و توان مقابله با آن را نداشته باشند. ٢ فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها ١. راهنما ١٣/ ٣٢١. ٢. الميزان ١٥/ ٣٦٢.
٣. اعلان جنگ به دشمن در جهاد ابتدايى از وظايف فرمانده كل قوا: از آن جايى كه سليمان مخالفان خود را غافلگير نمىكند، بلكه قبلًا با صراحت آنها را در جريان حمله خويش مىگذارد ١ و با توجه به اينكه اين حمله، ابتدايى بوده است، نه دفاعى، و نيز اينكه حضرت سليمان (ع) فرمانده كل نيروها بوده است، مىتوان از آيه استفاده كرد كه در جهاد ابتدايى، فرمانده كل قوا بايد دشمن را از حمله و هجوم خويش آگاه كند.
فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها ١. نمونه ١٥/ ٤٦٥.
٤. لزوم اطمينان داشتن رهبر و فرمانده كل قوا از توان نيروهاى مسلح: [از آيه استفاده مىشود كه] رهبر بايد از قواى مسلح خود اطمينان كافى داشته باشد. ١ فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها ١. نور ٨/ ٤٢١.
٥. لزوم برترى قدرت نظامى اهل حق بر قدرت نظامى اهل باطل: [از اينكه سليمان (ع) دشمن را بهسپاهى تهديد مىكند كه توان مقابله با آن را ندارد، مىتوان استفاده كرد كه] قدرت نظامى اهل حق بايد بيش از قدرت اهل باطل باشد. ١ فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها ١. نور ٨/ ٤٢١.
٦. وجود حكم جهاد در اديان گذشته: [از اين آيه مىتوان استفاده كرد كه] جهاد در اديان قبل نيز مطرح بوده است. ١ فلنأتينّهم بجنود لاقبل لهم بها ١. نور ٨/ ٤٢١.
٧. ارتش سليمان (ع)، بسيار توانمند و شكستناپذير: ١ از عبارت «فلناتينّهم بجنود لاقبل لهم بها» استفاده مىشود كه حضرت سليمان داراى لشكرى بسيار