جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٣
و مرارة بن ربيع نيز نزد پيامبر آمدند و صادقانه مانند كعب سخن گفتند. پيامبر مردم را از سخن گفتن با آنان نهى فرمود و به زنانشان دستور داد تا از آنان كناره بگيرند. زمين با همه فراخىاش بر آنان تنگ شد تا اينكه پس از گذشت پنجاه روز، آيه ١١٨ سوره توبه نازل شد و خداوند توبه آنان را پذيرفت. كعب بن مالك به شكرانه پذيرش توبهاش، يك سوم مالش را در راه خدا صدقه داد. ١ از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده است كه اين آيه درباره گروهى از مشركان است كه دستانشان به خون افرادى همچون حمزه و جعفر بن ابى طالب و ديگر مؤمنان آلوده است. اينان بعداً اسلام آوردند، امّا ايمان قلبى نداشتند تا از مؤمنان باشند و بهشت براى آنان لازم آيد، و بر انكار قبلى نيز نبودند تا كافر محسوب گردند و آتش براى آنان لازم آيد. پس آنان كه در اين حال بودند، يا خداوند عذابشان مىكند يا آنها را مىآمرزد. ٢ اين آيه به آيه ١٠٢ همين سوره [: و آخرون اعترفوا بذنوبهم ...] عطف شده است. ٣ ١. مجمع البيان ٥- ٦/ ١٠٤- ١٠٥. ٢. نور الثقلين ٣/ ١٦٨- ١٦٩. ٣. المنار ١١/ ٣٥؛ مجمع البيان ٥- ٦/ ١٠٥؛ الميزان ٩/ ٣٨٠.
١. مبهم بودن سرنوشت گروهى از متخلّفان از جنگ تبوك از جهت پذيرش و عدم پذيرش توبه آنان از سوى خداوند: در آيات گذشته از دو گروه از متخلّفان از جنگ ياد شده است؛ گروهى خائن با گناهى غيرقابل بخشش، و گروهى خطاكار و حقيقتاً نادم كه خداوند به آنان وعده غفران داد. در اين آيه سخن از گروه سوم است كه به دليل سنگينى گناه يا تأخير و كوتاهى در اعتراف و ... سرنوشتى مبهم دارند. ١ و آخرون مرجون لأمر اللّه امّا يعذّبهم و امّا يتوب عليهم ١. راهنما ٧/ ٢٩١- ٢٩٢.
٢. كيفر متخلفان سهلانگار يا بخشودن خطاى آنان، مبتنى بر مشيّت الهى: واژه «ارجاء» (مصدر مرجون) به معناى تأخير، و تأخير انداختن گروهى از متخلّفان از جنگ به سوى امر خداوند بدين معناست كه وضع اينان به گونهاى است كه نه مىتوان جانب عذاب را درباره آنان ترجيح داد نه جانب مغفرت و آمرزش را. از اين رو، امر آنان به خداوند بازگشت مىكند؛ هر چه او بخواهد و اراده كند در حقّ آنان