جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٥
ضعيفان:
معذوريت ١؛ شرايط عدم مؤاخذه ٤؛ دليل عدم مؤاخذه ٦ عبدالله بن اممكتوم:
فقرا:
معذوريت ١؛ شرايط عدم مؤاخذه ٤؛ دليل عدم مؤاخذه ٦ مجاهدان:
حمايت از ٥ معذوران از جهاد: ١ جواز حضور ٢؛ خيرخواهى ٤، ٥؛ مسؤوليت ٥ مؤمنان:
قبول عذر ٧ وَ لَا عَلىَ الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لَا أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّواْ وَّ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا يجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ (٩٢)
(توبه/ ٩٢)
و [نيز] گناهى نيست بر كسانى كه چون پيش تو آمدند تا سوارشان كنى [و] گفتى: چيزى پيدا نمىكنم تا بر آن سوارتان كنم، برگشتند؛ و در اثر اندوه، از چشمانشان اشك فرو مىريخت كه [چرا] چيزى نمىيابند تا [در راه جهاد] خرج كنند.
اين آيهدرباره «بكّائين» (گريهكنندگان) نازل شده است. اينان هفت نفر بودند؛ عبدالرحمن بن كعب، عتبة بن زيد و عمرو بن غنمه از طايفه «بنىنجار»، و سالم بن عمير، هرم بن عبداللّه، عبداللّه بن عمرو بن عوف، و عبداللّه بن معقل از طايفه «مزينه» كه [به هنگام جنگ تبوك] نزد پيامبر (ص) آمدند و گفتند: اى رسول خدا، ما را بر مركبى سوار كن، كه ما خود نداريم. پيامبر فرمود: من نيز مركبى ندارم تا شما را بر آن سوار كنم. ١ ١. مجمع البيان ٥- ٦/ ٩١.
١. مؤمنان ناتوان از تدارك ساز و برگ نبرد، معاف از جهاد: جمله «ولا على الذين ...» بر نفى حرج از ضعيفان،