جهاد در آيينه قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١
و از آنان كسى است كه مىگويد: مرا [در ماندن] اجازه ده و به فتنهام مينداز. هش دار، كه آنان خود به فتنه افتادهاند و بىترديد جهنّم بر كافران احاطه دارد.
از ابن عباس و مجاهد در شأن نزول اين آيه نقل شده است كه آن هنگام كه پيامبر (ص) مسلمانان را به جنگ تبوك و نبرد با روميان فرا خواند، جدّ بن قيس رئيس قبيله بنى سلمه از جاى برخاست و گفت: اى پيامبر خدا، مرا از اين جنگ معاف بدار و مرا با دختران رومى به گناه مينداز؛ زيرا از آن مىترسم كه دلباخته آنان گردم. پيامبر (ص) به وى اجازه ماندن داد. ١ ١. مجمع البيان ٥- ٦/ ٥٦.
١. تمسك برخى منافقان به حيلههاى فريبنده به ظاهر شرعى براى شركت نكردن در جنگ: با توجه به آنچه در شأن نزول نقل شده است كه برخى از منافقان، مفتون شدن به زنان رومى را بهانه عدم شركت در جنگ قرار دادند، برداشت فوق استفاده مىشود. ١ و منهم من يقول ائذن لى ولا تفتنّى ١. راهنما ٧/ ١٢٩.
٢. منافقان، رويگردان از سختىهاى جنگ: بنابر سياق آيه، ممكن است مراد از «فتنه» بلا و گرفتارى عمومى باشد. در اين صورت معناى آيه اين است كه اى پيامبر، به من اجازه بده تا بمانم و مرا به گرفتارى، مصيبت و بلاى اين جنگ گرفتار مكن. ١ و منهم من يقول ائذن لى ولا تفتنّى ١. الميزان ٩/ ٣٠٥.
٣. بى ادبى و بىپروايى منافقان در سخن گفتن با پيامبر (ص): ممكن است مراد از «فتنه» سبب غرور و فريب باشد. در اين صورت معناى آيه اين است كه اى پيامبر، به من اجازه بده به جنگ نيايم و مرا برشمردن غنايم نفيس جنگى و ديگر مشتهيات نفسانى فريب مده كه ناچار به خروج گردم. ١ اينكه منافقان پيامبر (ص) را عامل فتنه و گناه خود معرفى كردند (ولاتفتنّى)، نشانگر نهايت بىادبى آنان نسبت به ساحت مقدس پيامبر اسلام (ص) است. ٢ و منهم من يقول ائذن لى ولا تفتنّى ١. الميزان ٩/ ٣٠٥. ٢. راهنما ٧/ ١٢٩.