ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥٧ - د دعا پس از نماز صبح
رساندى و مرا بر شناخت يگانگى تو و اقرار بر پروردگارىات توفيق دادى، تو را خالصانه به يكتايى شناختم و در فرمانروايىات شريكى برايت نخواندم و در قدرتت ياورى برايت ندانستم و هيچ همسر و فرزندى را به تو نسبت ندادم.
پس چون مرا به نهايت رحمت خويش بر من رساندى، با كسى بر من منّت نهادى كه به سبب او از گمراهى هدايت كردى و از نابودى نجاتم دادى و از سرگشتگى خلاصم كردى و از نادانى آزادم ساختى، و او حبيب و پيامبرت محمّد ٦ بود، مقرّبترين و گرامىترينِ آفريدگانت در پيشگاه تو. با او به يكتايى گواهى دادم و در آستان تو بر پروردگارى تو و رسالتش اقرار كردم. اطاعتش را بر من واجب كردى؛ پس، آن گونه كه فرمان دادى، فرمانش بردم و در آنچه لازم كردى، تصديقش كردم. و او را با كتابى ويژه ساختى كه بر او نازل كردى و نيز با سبع مثانى (سوره حمد) كه به او وحى نمودى، و نام آن را «قرآن» نهادى و كنيه آن را «فرقان بزرگ» قرار دادى.
پس فرمودى اى كه نامت شكوهمند است «تو را سبع مثانى (سوره حمد) و قرآن بزرگ داديم» و آنگاه كه او را با نامهايى، مخصوص گرداندى، فرمودى اى كه سخنت والاست: «طه! قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت افكنى» و فرمودى اى كه كلامت عزيز است: «يس! سوگند به قرآن حكمتآميز» و فرمودى اى كه نامهايت مقدّس است: «ص! سوگند به قرآن كه صاحب ياد است» و فرمودى اى كه نعمتهايت بزرگ است: «ق! سوگند به قرآن مجيد» و او را چنين مخصوص گرداندى كه هرگاه از او نام بردى، به او سوگند خوردى و قرآن را در كنار نامش آوردى. پس، در كتاب تو، هيچ شاهد سوگندى كه قرآن در كنار آن آمده باشد، جز نام او نيست و اين، شرافتى است كه با آن، شرافتش بخشيدى و نعمتى است كه به سويش برانگيختى. زبانها و فهمها از توصيف مقصود تو از اين رديفسازى سوگندها با نام او ناتواناند و از دانستنِ ستايش تو بر او، الكن.