ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٨٣ - ٢/ ٤ شب بيست و سوم
٢/ ٤
شب بيست و سوم
٦٧٠. پيامبر خدا ٦: شب قدر، شب بيست و سوم است.
٦٧١. المصنَّف (به نقل از عبد اللّه بن انَيس): پيامبر ٦ به من دستور داد كه شب بيست و سوم ماه رمضان، به مدينه وارد شوم.
٦٧٢. المصنَّف (به نقل از ابو نضر): عبد اللّه بن انَيس جُهَنى گفت: اى پيامبر خدا! من مردى هستم كه خانهام دور است. يك شب را دستور بده كه بيايم و در مدينه بمانم.
پيامبر ٦ فرمود: «شب بيست و سوم بيا».
٦٧٣. السنن الكبرى (به نقل از عبد اللّه بن انَيس): در صحرا بوديم. گفتيم اگر با خانواده خود [به مدينه براى احيا] بياييم، بر ما سخت خواهد بود و اگر آنان را وا نهيم و خود بياييم، بر آنان تنگنا خواهد شد. مرا كه كوچكترينِ آنان بودم، نزد پيامبر خدا فرستادند. سخن آنان را به ايشان باز گفتم. ما را دستور داد كه شب بيست و سوم بياييم.
٦٧٤. المصنَّف (به نقل از ابن جُرَيج): خبر يافتم كه عبد اللّه بن انَيس جُهَنى نزد پيامبر ٦ آمده و گفته است: اى پيامبر خدا! من امانتدار كالاها و بارهاى مردمم (وى خودش كشاورزى داشت). دستور بده يك يا دو شب را [براى شب قدر] بيايم. سپس گفت: بلكه يك شب را. پس، پيامبر ٦ او را فرا خواند و دو يا سه بار با او سرّى سخن گفت و به او دستور داد كه شب بيست و سوم بيايد.
از اين رو، او آن شب را در مسجد مىمانْد و تا صبح، بيرون نمىرفت و پيش از آن و پس از آن، در ماه رمضان، و نه در روز عيد فطر،