ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٧٩ - ١/ ٤ دعاى امام سجّاد در وداع با ماه رمضان
امام سجّاد ٧ اين سخنان را درباره خود بلند مىگفت و به آن غلامان تلقين مىكرد. آنان نيز همراه وى همصدا مىشدند، در حالى كه وى ميان آنان ايستاده بود و گريه و زارى مىكرد و مىگفت:
«خدايا! ما را دستور دادهاى كه از هر كه بر ما ستم كرده، درگذريم. ما به خودمان ستم كردهايم. ما از آن كه بر ما ستم كرده، گذشتيم، آن گونه كه تو فرمان دادى. پس، تو هم از ما درگذر كه تو به بخشايش، سزاوارتر از ما و فرمانبرانى. تو ما را فرمان دادى كه درخواستكنندهاى را از درِ خود نرانيم. اينك، ما به درگاه تو آمدهايم و سائلانى بينواييم و در آستان تو، به خاك افتادهايم و خواستار بخشش و احسان و عطاى توييم. پس با عطاى خود بر ما منّت بگذار و محروممان مكن، كه تو بر اين، از ما و فرمانبران، سزاوارترى!
خدايا! تو بزرگوارى، پس مرا گرامى بدار؛ چون از خواهندگان درگاه تو ام، و احسان خويش را عطا مىكنى، پس مرا هم به بهرهمندان از احسانت بياميز، اى بزرگوار!».
سپس رو به آنان مىكرد و مىفرمود: «من شما را بخشيدم. آيا شما هم از من و از بدرفتارى من با خودتان درگذشتيد؟ من مالك بدى هستم. فرومايه و ستمگرم. برده مالكى هستم كه بزرگوار و بخشنده و دادگر و نيكوكار و اهل احسان است».
مىگفتند: سرورا! از تو درگذشتيم. تو بدى نكردهاى!
پس به آنان مىفرمود: «بگوييد: خدايا! از على بن الحسين درگذر، آن گونه كه او از ما گذشت. او را از آتشْ آزاد كنْ، آن گونه كه ما را از بردگى رهانيد».
آنان نيز چنين مىگفتند.
پس مىفرمود: «خدايا، اى پروردگار جهانيان! اجابت كن. برويد، شما را بخشودم و آزادتان كردم، به اميد آن كه [خداوند] از من درگذرد و آزادم كند». پس، آنان را آزاد مىكرد.
روز عيد فطر كه مىشد، به آنان جايزه مىداد كه [آبروى] آنان را نگه دارد و از آنچه در دست مردم است، بىنيازشان كند ....
١/ ٤
دعاى امام سجّاد در وداع با ماه
٧٦٥. امام سجّاد ٧: خداوندا! اى آن كه [در برابر عطاهايت،] چشمداشت پاداش