ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٢٣ - ٣/ ٧ خواندن دعاى ندبه پس از نماز
اى پسر آن كه [به خدا] نزديك شد و نزديك شد تا آن كه به اندازه دو كمان به قُرب خداى والاى برتر رسيد!
كاش مىدانستم در كدام سو و ناحيه جا گرفتهاى؟ بلكه در كدام سرزمين و خاك به سر مىبرى؟ آيا در" رَضوى"[١] يا جز آنى؟ يا در" ذى طُوى"[٢] اى؟ بر من سخت و ناگوار است كه مردم را ببينم و تو ديده نشوى و از تو هيچ صدا و نجوايى نشنوم. بر من، سخت است كه رنج و بلا تو را احاطه كند و من آسوده باشم و هيچ ناله و شِكوهاى از من به حضورت نرسد.
جانم فدايت، اى پنهانى كه از ما دور نيستى! جانم فدايت، اى جدايى كه از ما جدا نيستى! جانم فدايت، اى آرزوى هر مرد و زن مشتاق مؤمنى كه ياد مىكند و ناله شوق سر مىدهد! جانم فدايت، اى از سرشت ارجمندى كه كسى برتر از آن نيست! جانم فدايت، اى از تبار كهن و بزرگوارى كه كسى همانند شما نيست! جانم فدايت، اى از نعمتهاى ديرينى كه كسى چون آنها نيست! جانم فدايت، اى از خاندان شرافتى كه كسى با شما برابر نيست!
مولاى من! تا كِى سرگردان تو باشم، تا كِى؟ و با كدام خطاب و نجوا تو را توصيف كنم؟ بر من، بسى سخت است كه از جز تو پاسخ و سخن بشنوم! بر من، بسى ناگوار است كه بر تو بگريم و مردم، تو را واگذارند! بر من، بسى دشوار است كه آنچه مىگذرد، بر تو بگذرد، نه بر آنان!
آيا ياورى هست كه با او ناله فراق و گريه طولانى سر دهم؟ آيا بىتاب نالانى هست كه چون تنها شود، با او همناله شوم؟ آيا چشمى مىگريد تا چشم من در يارى آن، زار زار بگريد؟ آيا اى پسر احمد راهى براى ديدار تو هست؟ آيا امروزِ ما به فردايش متّصل مىشود كه بهرهمند شويم؟ كِى مىشود كه بر جويبارهاى پُرآبِ رحمتت در آييم و سيراب شويم؟ كِى از چشمه زلال آب لطفت بهرهمند مىشويم، كه عطشْ طولانى شده است؟! كِى مىشود كه صبح و شام، با تو باشيم و چشممان روشن گردد؟ كِى مىشود كه تو ما را ببينى و ما تو را ببينيم، در حالى كه پرچم پيروزى را افراشته باشى، آن سان كه ديده شود؟ آيا ما را خواهى ديد، در حالى كه گرداگِرد تو حلقه زدهايم و تو مردم را رهبرى مىكنى و جهان را پر از داد كردهاى و دشمنانت را خوارى و
[١] نام كوهى در مدينه است.
[٢] جايى نزديك مكّه است.