آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٣ - روايات
نفرمودند بلكه سودى هم ندارد[١].
٢٠- عياشى: از أبى بصير كه از امام ششم ٧ پرسيدم رعد چيست؟
فرمود: چون مرديكه شتردار است و آنها را براند و گويد: هاى، هاى، اين چنين است، گفتم: برق چيست؟ بمن فرمود: تازيانههاى فرشتهها است كه ابر را ميزنند و ميرانندش بدان جا كه خدا خواهد ببارد.
در فقيه از أبى بصير مانند آنست.
٢١- گفت: و روايت است كه رعد آواز فرشتهايست بزرگتر از مگس و خردتر از زنبور (فقيه ١٣٩).
٢٢- در كافى (ج ٢ ص ٥٠٠): بسندش از امام ششم ٧ كه مؤمن بهر مرگى دچار شود جز بصاعقه كه تا بياد خدا است او را نگيرد.
٢٣- و از همان (٠٠٠٠): بسندش از امام صادق ٧ كه صاعقه به ذكر گو نرسد.
٢٤- در كافى (٢٣٩- روضه): بسندش از امام ششم ٧ كه شيوه على ٧ بود كه در نخست باران ميايستاد تا سروريش و جامههايش خيس ميشدند و باو گفته ميشد: يا أمير المؤمنين، الكنّ، الكنّ، ميفرمود: اين آب قريب العهد است با عرش، سپس آغاز حديث ميكرد و ميفرمود: راستى زير عرش دريائيست كه در آنست روزى جانداران، و چون خدا از لطف خود خواهد هر چه خواست او است بر ايشان روياند وحى كند بدو و ببارد بدان چه او خواهد از آسمانى تا برسد بآسمان دنيا- در گمان من- و او با پرش افكند كه چون غربال است.
[١] اين روايت بىسند است و دلالتش بر آنچه گفته ناپذير است، چون رد پاسخ او بسا براى اين بوده كه أبى بصير يا برخى حاضران مجلس از فهم حقيقت آن عاجز بودند و برابر نشود با اخبار بسيار كه انديشه در جز ذات خدا را خوب شمرده و چرا براى مردم سود ندارد، چه سودى بالاتر از شناخت صنع خدا خصوص تسبيح آفريدهها و اعتراف آنها بيگانگى و قدرت و علم و حكمت و صفات والاى ديگر او( از پاورقى ص ٣٧٩)