آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١٨ - روايات
بود در زير نخست باران ميايستاد تا سر و ريش و جامهاش تر ميشدند، و باو گفته ميشد، الكنّ، الكنّ، ميفرمود: اين آبيست كه تازه از عرش آمده، سپس شروع ميكرد بحديث، ميفرمود: راستى زير عرش دريائى است و در آن آبى كه روزى جانوران از آن ميرويد، و چون خدا خواهد براى آبها از رحمت خود بروياند، خدا عزّ و جلّ وحى فرستد و ببارد از آن هر چه خواهد از آسمانى تا آسمانى تا برسد بآسمان دنيا و آن را بابر افكند و ابر چون غربال است.
سپس خدا باو وحى كند كه آن را بفشار و آب كن مانند نمك در آب و آن را در فلان جا ببر يكباره يا چند باره و ببارد بر آنها چنانش كه فرمايد، و قطرهاى نبارد جز اينكه با آن فرشته ايست تا آن را بجاى خود رساند و از آسمان قطرهاى فرو نشود جز بشماره وزن معين جز آنچه در زمان طوفان عهد نوح ٧ باريد كه در آن بارانى سيلآسا باريد بىشماره و وزن.
در قرب الاسناد هم بسندى مانندش آورده (ص ٤٢).
٣- در تفسير (٤٤٦): بسندش از امام پنجم ٧ در تفسير قول خدا «و فرو فرستاديم از آسمان آبى باندازه و جا داديم آن را در زمين» كه آن نهرها و چشمهها و چاهها است.
و على بن ابراهيم در تفسير قول خدا «آيا ندانى خدا ميراند ابر را» گفته:
يعنى برميانگيزد آن را از زمين سپس الفت مياندازد ميان آنها و چون سخت شد بادى فرستد تا آن را بفشارد و از آن باران درآيد و اينست معنى قول خدا كه «بينى ودق را كه برآيد از ميانه آن» يعنى باران.
٤- و از همان (٤٠٣): بسندش از حارث اعور كه از امير المؤمنين ٧ پرسش شد از ابر كه در كجا است؟ فرمود: بر درختى در هم كناره دريا منزل كند در آن، و چون خدا خواهد بفرستدش، بادى فرستد تا آن را برانگيزد.
٥- در قرب الاسناد بسندى از امام پنجم ٧ كه على ٧ فرمود: ابر غربال بارانست و اگر نبود هر چه باران بدان ميريخت تباه ميشد.