آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١٥ - تفسير
بيشتر مردم جز ناسپاسى را» و بىاعتنائى و انكار را پيشه كردند و گفتند باران از فلان ستاره بوده و كسى كه ستارهها را اثر بخش در باران داند كافر است، بخلاف كسى كه آن را آفرينش خدا داند و ستارهها را واسطه يا نشانه خدائى شمارد.
«پس رويانديم» بخود نسبت داد براى تأكيد اينكه كار ويژه او است و آگهى بر اينكه روياندن باغهاى خرّم بهر گونه و با طبع گوناگون و دور از هم از مايه مانند هم جز بقدرت خدا نيست و اشاره كرد بدان بقول خود «نرسد شما را كه برويانيد درخت آنها را».
«بنمايد بشما برق را» «ترساننده» از صاعقه و هراس آور براى مسافر «و طمع بخش» در باران و براى حاضر «پس پهن كند آن را» پيوسته «در آسمان» يا سمت آن «هر طور خواهد» رونده و ايستاده همه گير و جز آن در يك جانب «و سازد آن را تيكه تيكه» بار ديگر «و بينى باران از روزنههاى آن برآيد، در هر دو بار .. «فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا» يعنى بينند زراعت را كه اثر بارانست و يا ابر را كه سبب آنست زرد چون ابر زرد باران ندارد ...
«چنين است قيامت» يعنى زنده كردن زمين موات چون زنده كردن زمين اموات است در آنكه هر دو مقدورند زيرا با هم تفاوتى ندارند جز اختلاف ماده و آن را در اين قدرت اثرى نيست، و گفتهاند مقصود وضع زنده شدن مردهها است كه خدا تعالى بارانى از زير عرش ببارد و با آن پيكر مردگان همه برويند و درست شوند.
«جز آنكه يك ربودنى كند» يعنى سخنى از فرشتهها بدزدد «و شهابى بدنبالش آيد» يعنى ستارهاى كه فرو افتد، و اينكه گفتهاند: آن ستاره بخاريست كه باثير رسيده و آتش گرفته يك تخمين است و منافى با آيه نيست زيرا در آن نيست كه از فلك فرو افتد و نه در قول خدا تعالى «و البته زيور كرديم آسمان دنيا را بچراغها و رانندههاى ديوان» زيرا هر درخشنده در فضاى عالى چراغ است براى زمين و زيور است براى آسمان از اين رو كه در سطح آن نمود دارد.