آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٨ - تفسير
را آفريند و با بهترين زبان سخن گويد و خوشتر از همه برايت بخندد سخنش رعد است و خندهاش برق.
و اين قول دور از باور نيست، براى آنكه نزد اهل سنت پيكر شرط زنده بودن نيست، و از خدا بدور نيست كه زندگى و دانش و نيرو و زبان باجزاء أبر دهد و اين آواز مسموع كار او باشد، چگونه دور است با اينكه بينيم سمندر در آتش زايد، و قورباغه از ابر و در آن زاده شود، و بسا كه در برفهاى ديرينه كرمى بزرگ پديدار گردد.
و نيز در صورتى كه تسبيح جانوران در زمان حضرت داود ٧ و تسبيح سنگريزه در زمان محمّد ٦ رواست چرا تسبيح رعد دور باشد و بنا بر اين آنكه رعد نام دارد فرشته است يا نه؟ دو قول است.
يكم: فرشته نيست چون بفرشتهها عطف شده.
دوم: اينكه از جنس فرشته است و بخصوص ذكر شده از شرافت او.
قول دوم: اينست كه رعد نام غرّش ابر است، و او هم تسبيح گوى خداست زيرا تسبيح و تقديس و مانند آنها همان لفظى است كه دلالت بر پاكى و قدس دارد و چون اين صورت دليل است بر يك وجود برتر از نقص و امكان مىشود تسبيح خداوند و همانست معنى قول خدا تعالى «و نيست چيزى جز اينكه تسبيح گويد بحمد او، ٤٤- اسرى».
سوم: تسبيح رعد اينست كه هر كهاش شنود سبحان اللَّه گويد، و اينست كه بدو وابسته است.
چهارم: صوفيه گويند: رعد شيون عارفانه فرشتهها است، برق سوزش دل آنها و باران گريه آنها سپس گفته: محققين حكماء گفتهاند، اين آثار آسمانى را نيروى روحانى فلكى است، ابر را يك روح آسمانى تدبير كند، و همچنان بادها و آثار ديگر را و اين جز قول باينست كه رعد نام فرشته است.
سپس گفته صاعقه جدا چيز عجيبى است، زيرا آتشى است كه از ابر جهد،