آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩١ - روايات
٧- و در دلائل طبريست: بسندى تا امام ششم كه چون از نزد منصور بيرون آمد و بحيره منزل كرد در اين ميان كه آن حضرت در حيره بود، ربيع نزد او آمد و گفت: امير المؤمنين را اجابت كن، و سوار شد بسوى او كه در بيابان صورت عجيبى يافته بود و از خلقت آن بىخبر بود و كسى كه آن را يافته بود گفته بود كه ديده با باران فرو افتاده و چون امام نزد منصور رفت: گفت يا ابا عبد اللَّه بمن بگو در هواء چيست؟ فرمود: دريائى خوددار، گفت: ساكنانى دارد؟ فرمود: آرى، گفت آنها چيستند؟ فرمود: تنشان چون ماهى و سرشان چون پرنده و يال و نغنغ خروس دارند و بالها چون بالهاى پرنده سفيدتر از نقره.
منصور طشت را خواست همان بىكم و بيش در آن بود و بامام اجازه برگشت داد و بربيع گفت: واى بر تو اى ربيع، اين استخوان كه گلوى مرا گرفته داناترين مردم است.
٨- در شرح نهج كيدرى و ابن ميثم است كه روايت شده زراره و هشام در باره هوا اختلاف داشتند كه مخلوق است يا نه؟ و يكى از مواليان آن را بامام صادق ٧ رسانيد و گفت من در اين باره سرگردانم، چون اصحاب در باره آن اختلاف دارند، فرمود: اين خلافى نيست كه مايه كفر و گمراهى باشد.
بيان: دلالت دارد كه خطاء در اين گونه امورى كه ربطى باصول و فروع دين ندارد سبب گمراهى و عذاب نيست و اشاره دارد كه دانستن آنها براى آدمى فضل و كمال نيست، و بسا كه اختلاف آنها در وجود هوا بوده بمعنى خلاء و بعدى كه متكلمان آن را مكان دانند چنانچه ابن ميثم گفته، و يا مقصود هوائى باشد كه از عناصر است.