آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٧ - روايات
و تاريكى پهن گردد، سپس بمشرق بازگردد و چون خورشيد برآيد با پر خود تاريكى را بمغرب راند تا آن را هنگام برآمدن خورشيد بمغرب رساند.
بيان: اين حديث از اخبار مشكله و از اسرار نهانست و شايد داستانيست براى بيان اينكه تاريكى كامل شب بدنبال نهانى شفق است و برعكس و همه اينها بقدرت خداوند دانا است.
و بسا خبر را تأويل كردند باينكه مقصود از حجاب و پرده ظلمانى همان سايه مخروطى زمين است، و فرشته موكل بآن جان خورشيد است كه او را ميچرخاند و يك دست او خود خورشيد را جابجا ميكند و دست ديگرش سايه را جابجا ميكند و بازگشتش بمشرق برعكس آغاز است نظر بپرتو و سايه و نظر ببالاى زمين و زير زمين و پر كشيدنش كنايه از نشر پرتو است از يكسو و نشر تاريكى از سوى ديگر.
من گويم: در اين اخبار خموشى و رد علم آن بامام احوطى و اولى است.
٢- در كافى (٠٠٠ ص ٢٧٨): بسندش تا يكى از اصحاب ما كه شنيدم امام ششم ٧ ميفرمود: وقت نماز مغرب آنگه است كه سرخى از مشرق برود، ميدانى كه آن چگونه است؟ گفتم: نه، فرمود: براى آنست كه مشرق بالاگير است بر مغرب همچنين- و دست راستش را بالاى چپش برآورد چون خورشيد در آنجا فرو شود سرخى از آنجا برود.
بيان: در يك نسخه (مظلّ) بظاء نقطهدار است يعنى سايهانداز و در مقصود با مطلّ فرق ندارد و حاصل اينست كه مغرب معتبر براى نماز و افطار نهانى خورشيد و رفتن آثارش از افق مشرق است چه از سر ديوارها و كوهها و چه از كره بخار، و سخن تمام در اين باره در كتاب صلاة آيد ان شاء اللَّه.
٣- در كافى (٠٠ ص ٢٨٠): بسندش از عمران حلبى كه پرسيدم از امام ششم ٧ نماز عشا كى لازم شود؟ فرمود: چون شفق كه سرخى است نهان گردد، عبيد اللَّه، گفت «اصلحك اللَّه» پس از رفتن سرخى سپيدى شديد در پهناى افق ميماند