آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٠ - روايات
[روايات]
١- در خصال (١١١): بسندى كه آن را بالا برده است، گفت: چهارند كه كمشان بيش است، آتش، خواب بيمارى و دشمنى كه كم همه بيش است.
بيان: يعنى آتش قيامت كه كمش زيان بسيار دارد، يا هر آتشى كه سوزد و زيانش بيش است گرچه كم باشد زيرا آتشى اندك بسيارى جاها را روشن كند و در همه كارها سود دارد و جهانى را بسوزاند، خواب كم سود بسيار دارد، و بيمارى و دشمنى زيان بسيار دارند گرچه ممكن است سود بيمارى هم بيش باشد بلكه سود دشمنى هم.
٢- در خصال (١٠٤): بسندش تا مفضل كه: پرسيدم از امام ششم ٧ از آتش، فرمود: آتشى است كه ميخورد و مينوشد، آتشى كه ميخورد و ننوشد، و آتشى كه بنوشد و نخورد و آتشى كه نخورد و ننوشد، آتشى كه بخورد و بنوشد از آن آدميزاده و همه جانورانست، و آنكه بخورد و ننوشد، آتش هيزم است و آنكه بنوشد و نخورد آتش درخت است، و آنكه نخورد و ننوشد، آتش درون سنگ چخماق است و آتش جانوران شب افروز.
بيان: مقصود از آتش يكم حرارت غريزيه آدم و جانور است كه غذا را تحليل برد و باز غذا و آب طلبد و مقصود از دوم آتش افروخته است كه هيزم را نابود كند و مقصود از سومى حرارت غريزى درخت و گياه است كه آب طلبد و جذب كند و نمو كند گرچه خاك هم در آن وارد شود يا آبى كه در سائيدن از آن برآيد نوش آتش آن شود ...
٣- در احتجاج (١٩١) از هشام بن حكم كه زنديق بامام ششم ٧ گفت:
بمن بگو چراغ كه خاموش مىشود روشنيش كجا ميرود؟ فرمود: ميرود و برنميگردد گفت: پس چرا تو نپذيرى كه آدمى هم مانند آنست چون مرد و جان از تنش رفت ديگر برنگردد هرگز، فرمود: خوب نسنجيدى آتش در درون جسم است و خود جسم تاريك است چون سنگ و آهن و هر گاه يكى بديگرى زده شد از ميان آنها چراغى برآيد كه پرتو دارد، آتش در جسم ثابت است و پرتو آن ميرود (الخبر).