آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٩ - تفسير
ميكردند، و خدا بيان كرده كسى كه از درخت تر بسائيدن آتش بر آرد تواند كه مرده را زنده كند، عرب گويد: در هر درختى آتش است و مرخ و عفار را نمايش كلبى گفته از هر درختى آتش فروزد جز عنّاب.
٢- «آيا ديديد آتشى كه افروزند» يعنى با سائيدن آن را شعلهور كنيد از درخت «آيا شما درختش را آفريديد كه آتشزاست يا ما آفريدگاريم» هيچ كس نيست كه گويد من آن درخت را آفريدم جز خدا تعالى، عرب بازند و زنده آتش فروزد و آن چوبى است كه بهم سايند و آتش دهد «ما آن را ياد آورى نمودهايم» براى آتش بزرگ دوزخ كه هر كه آن را بيند از دوزخ بخدا پناه برد، و گفتهاند يادآورى براى قدرت خدا بر معاد.
«و بهره براى مسافران» آواره و بينوايان همه كه جمعى از آنها در تاريكى آن را چراغ سازند، و در سرما خود را با آن گرم كنند و در پخت خوراك و نان بكار زنند پس متاع توانگر هم هست (پايان).
رازى در (ج ٨ ص ٩٣) تفسيرش گفته: در درخت آتش چند وجه است.
١- درختى است كه از آن آتش افروز گيرند بنام زند و زنده.
٢- هر درختى كه ميسوزد و هيزم شود، زيرا اگر نبود افروختن آتش آسان نبود، زيرا آتش بهر چيزى چون مانند هيزم در نگيرد.
٣- بن آتش است و شعلههاى منتشر از آن كه مانند درخت است و اگر تيره تيره نميشد براى پخت اشياء خوب نبود بيضاوى در (ج ٢ ص ٤٩٣) تفسيرش گفته «ما آن را ياد آورى ساختيم» يعنى وسيله بينائى در امر بعثت يا در تاريكى يا نمونهايست از آتش دوزخ «و متاع است براى مقوين» يعنى آوارهها و گرسنهها.
جوهرى گفته: ضرب المثل است كه «في كل شجر نار و استمجد الفرخ و العفار» يعنى اين دو درخت آتش بيشتر دارند كه زود آتش زايند مانند كسى كه از بزرگوارى پر ببخشد، عفار زند بالا است و مرخ زند زيرين.