آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٥ - روايات
زهره زنى بود بنام «ناهيد» كه مردم گويند: هاروت و ماروت بدو فريفته شدند.
٧- و از همان (ج ٢ ص ١٧٣- از امام صادق نه امام رضا): باسناد ديگر از امام رضا ٧ كه: و اما زهره زنى بود كه هاروت و ماروت بدو فريفته شدند و خدا او را بصورت زهره درآورد.
٨- و از همان (٠٠ ص ١٧٤): باسناد ديگر از امام صادق ٧ كه از پدرانش از پيغمبر نقل كرده، و اما زهره يك زن ترسا بود از يكى از پادشاهان بنى اسرائيل همان كه هاروت و ماروت بدو فريفته شدند نامش «ناهيل» بود و مردم ميگويند «ناهيد».
گويم: اخبار را با سندهاشان در باب مسوخات ذكر كنم ان شاء اللَّه.
٩- عياشى از زراره، از أبى طفيل كه در مسجد كوفه بودم و شنيدم على ٧ بر منبر بود، و ابن كواء از ته مسجد فرياد زد، يا أمير المؤمنين، هدايت چيست؟
آهسته فرمود كه نشنود لعن كندت خدا هدايت نخواهى و كورى خواهى سپس باو فرمود: نزديك آى، نزديك او شد و از چيزهائى پرسيد و باو خبر داد.
پس گفت: بمن خبر ده از اين ستاره سرخ- يعنى زهره- فرمود: خدا فرشتهها را بخلق خود آگاه كرد در يك گناهى بودند، و هاروت و ماروت دو فرشته بودند و گفتند، اينانند كه پدرشان را بدست خود آفريدى و فرشتهها را بسجده او واداشتى و اكنون نافرمان تواند.
فرمود: شايد شما اگر مانند آنها آزموده شويد و شهوت داشته باشيد مرا نافرمانى كنيد چون آنها، گفتند بعزتت سوگند كه نه، فرمود: خدا آنها را بمانند آدميزاده گرفتار شهوت كرد و بآنها فرمود: بت نپرستيد، آدم بناحق نكشيد، زنا نكنيد و مى ننوشيد و آنگه آنها را بزمين فرو كرد.
آنها ميان مردم قضاوت ميكردند هر كدام در يك ناحيه و بدين كار بودند تا اين ستاره كه زيباترين مردم بود نزد يكى از آنها بمرافعه آمد و او را خوشامد باو