آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٨ - روايات
و با هم در اين باره گفتگو كردند و سخن چينى نمودند از آنچه ميشنيدند و ميديدند از دروغ و از جرأت آنها بر خدا و خدا را منزه ميدانستند از آنچه خلقش بدو بستند و او را بدان وصف كنند.
گروهى از فرشتهها گفتند پروردگارا خشم نكنى از آنچه خلقت در زمين كنند و از دروغ وصف كردن آنها تو را و آنچه بناروا گويند، و گناه ورزند، با اينكه آنها را نهى كردى، بردبارى كنى با آنكه آنها در قبضه قدرت تواند و آسايش از تو دارند.
امام فرمود خدا خواست بفرشتهها قدرت و نفوذ فرمان خود را در همه خلقش بنمايد، و بفرشتهها بفهماند كه چه منتى بر آنها دارد از اينكه آنچه با خلقش كرده از آنها برگردانده و چه آمادگى بآنها ارزانى داشته از طبع اطاعت و عصمت آنها از گناهان، فرمود: خدا بفرشتهها وحى كرد كه از ميان خود دو فرشته انتخاب كنيد، تا بزمين فرستم و بآنها منش خوردن و نوشيدن و شهوت و حرص و آرزو كه خوى آدميانست بدهم و آنها را در فرمانبرى خود بيازمايم.
فرمود: دو فرشته بنام هاروت و ماروت كه بيش از ديگران از آدميان نكوهش ميكردند و براى خدا خشم داشتند بر انسان انتخاب كردند، و خدا بآنها سفارش كرد كه بشما خوى خوردن و نوشيدن و شهوت و حرص و آرزو دادم و خود را بپائيد كه بت نپرستيد و آدم بىتقصير مكشيد و زنا نكنيد و مى ننوشيد.
فرمود: سپس آسمانها را برگرفت و گشود تا قدرت خود را بآنها نمايد، و آنها را بصورت آدمى و جامه آن بزمين فرو فرستاد در گوشه بابل فرو شدند و يك ساختمان مجلل كنگرهدارى بنظر آنها جلوه كرد و بسوى آن رفتند و ناگاه در آن زنى نيكو، زيبا خوشبو، آرايش كرده آنها را پيشواز كرد، و چون او را ديدند و با او سخن گفتند و باو خيره شدند سخت دل آنها را بغريزه شهوتى كه داشتند ربود و عاشق او شدند و از او كام خواستند.
گفت من كيشى دارم و جز با هم كيش خود هم بستر نشوم مگر اينكه شما هم