آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٥ - در كفر جادوگر
سپس در تفسير آيه براهى رفته كه با اكثر مخالفين مخالف است، گفته:
چنانچه شياطين جادو را بملك سليمان بستهاند با اينكه ملك سليمان از آن بدور است، همچنان جادو را نسبت دادند به «ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ» و آن هم از جادو بدور است، براى اينكه نازل بدانها شرع است و دين و دعوت بنيكى و آنان همينها را بمردم ياد ميدادند و ميگفتند ما وسيله آزمون هستيم براى تأكيد در پذيرش و فرمانبرى، ولى برخى پذيرفتند و ديگران از آن رو گرداندند «و آموختند از آن دو» يعنى فتنه و كفر باندازهاى كه جدائى اندازند ميان مرد و جفتش، اين تقرير مذهب أبى مسلم است.
وجه دوم: اينست كه «ما» نفى باشد و عطف باشد به «ما كَفَرَ سُلَيْمانُ» يعنى سليمان كافر نشد و بدو فرشته هم جادو نازل نشد، چون جادوگران جادو را بسليمان مىبستند و ميگفتند از همانست كه بدو فرشته نازل شده در بابل كه هاروت و ماروت بودند، و خدا هر دو گفته آنها را رد كرد، و پس از آن فرمود «و بهيچ كس جادو نياموختند بلكه از آن بسختى غدقن كردند، و اينكه گفتند «همانا هر دو فتنهايم و تو كافر مشو» يعنى وسيله آزمونيم كه شما را از جادو نهى كنيم تا مبادا كافر شويد.
و بدان كه اينها پنج قولند در تفسير آيه و قول يكم بهتر است از همه زيرا عطف «ما أُنْزِلَ» بر آنچه پهلوى آنست بهتر است از عطف بر آنچه از آن دور است مگر دليلى آيد و اينكه گفتهاند لازم آيد خدا جادو نازل كرده باشد، گوئيم شرح چيزى گاهى براى تشويق بانجام آنست و گاهى براى جلوگيرى از آن و دور كردن مردم از آن چنانچه شاعر گفته.
(بدى را دانستم نه براى آنكه دنبالش بروم بلكه تا از آن پرهيز كنم) اينكه دوباره گفته آموختن جادو كفر است چون خدا فرموده «شياطين كافر شدند كه تعليم دادند بمردم جادو» گفتيم در صدق اين جمله كافى است يك نوع جادو كفر باشد، و آن تعليم جادو است با اعتقاد باينكه كواكب خدايند و با قصد