آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٧ - روايات
كه در آن درآمد آسود، مائيم عترت خدا و كبريائش.
گويد: گفتم: قربانت چيز عجيبى ديدم، مردى بصورت شما فرمود: اى يونس، ما را وصف نتوان آن سرپرست آسمان سوم بود، و خواهش ميكرد از خدا اجازه بگيرم كه با برادرش در آسمان چهارم باشد گويد: گفتم: اينان كه با تو در خانه بودند؟ فرمود: اينان ياوران فرشته قائم بودند گويد: گفتم: آن دو تا فرمود:
جبرئيل و ميكائيل بودند بزمين فرو شدند، و بالا نروند تا اين كار بشود، و آنان ٥ هزار بودند اى يونس، بواسطه ما ديدهها بينند و گوشها شنوند، و دلها ايمان بخود گيرند.
بيان «مؤمنى يا كافر» يعنى اگر منكر شوى آنچه را بينى كافرى و گر بپذيرى مؤمنى.
٦٣- در كافى (ج ٧ ص ٤٣٦): بسندش تا رسول خدا ٦ كه خدا را فرشته- ايست دو پايش در پائينتر زمين است تا ٥٠٠ سال راه و سرش در بالاتر آسمان تا ١٠٠٠ سال ميگويد: منزهى تو چه اندازه بزرگى، فرمود: خدا عزّ و جلّ بدو وحى كند آن را نداند كسى كه بمن سوگند دروغ خورد.
٦٤- و از همان (٠ ص ٤٣٧): بسندش از ابى جعفر ٧ كه خدا تبارك و تعالى خروسى سفيد آفريده گردنش زير عرش است و دو پايش در آخر زمين هفتم بالى در مشرق دارد و بالى در مغرب، خروسها نخوانند تا او بخواند، و چون بخواند دو پر بخواباند و گويد: منزه است خداى بزرگ، نيست مانندش چيزى فرمود: خدا تبارك و تعالى پاسخش دهد و فرمايد، كسى كه بفهمد آنچه تو گوئى بمن سوگند دروغ نخورد.
٦٥- در درّ منثور (ج ١ ص ٤٩) از انس كه رسول خدا ٦ فرمود: نخست تلبيه گو فرشتهها بودند، چون خدا فرمود: «من در زمين جايگزين گذارم گفتند آيا در آن ميگذارى كسى كه تباهى انگيزد و خونها ريزد با اينكه، تسبيح گوئيمت و بسپاست تقديس نمائيم- البقره» و با او ردّ كردند، و خدا از آنها رو گردانيد