آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٢ - روايات
نه پرى، از فرشتههاى خدا است تا آزمايشت كنند در آنچه من بتو دادم و از تو خواهند آنچه من بتو وانهادم، بپا چه ميكنى اى پسر عمران.
٤٤- در كافى (ج ٤ ص ٦٤): بسندش از امام ششم ٧ كه هر كه روزهاش را نهان دارد، خدا عزّ و جلّ بفرشتههايش فرمايد: بندهام از عذابم پناهنده شد او را پناه دهيد، خدا عزّ و جلّ فرشتههايش را گماشته بدعاء براى روزه داران، و به آنها نفرموده دعا كنند به كسى جز اينكه مستجاب كند.
٤٥- از همان (٠٠): بسندش از امام ششم كه: هر كه براى خدا عزّ و جلّ روزه دارد در گرماى سخت، و تشنه شود خدا هزار فرشته بر او گمارد تا دست برويش كشند و او را مژده دهند.
٤٦- از همان (ج ٤ ص ٥٤٧): بسندش از امام ششم كه در روزهاى حج خدا فرشتهها فرستد بصورت آدمى تا كالاى حاج و تجار را بخرند، گفتم: با آن چه كنند؟ فرمود به دريا افكنند.
٤٧- و از همان (٢٧٦- روضه): بسندش از امام ششم ٧ كه: خلقى بيش از فرشتهها نباشند و البته هر شب ٧٠ هزار از آسمان فرو آيند و به خانه كعبه طواف كنند و هم در هر روزى.
٤٨- در اختصاص (١٠٩) بسندى تا امام ششم ٧ كه خدا عزّ و جلّ فرشتهها را از نور آفريده (الخبر).
٤٩- و از همان: بسندش از امام ششم كه: فرشتهاى از پروردگارش اجازه خواست تا بصورت آدمى بزمين آيد، به او اجازه داد، و او گذر كرد به مردى كه بر در خانه مردمى بود و از يكى از مردان آنها سؤال ميكرد، فرشته گفت، اى بنده خدا از اين مرد چه ميخواهى، گفت يك برادر دينى است در مسلمانى و دوست دارم به او سلام دهم، گفت: خويش او نيستى و به او كارى و نيازى ندارى؟ گفت: نه، جز دوستى در راه خدا عزّ و جلّ آمدم به او سلامى بدهم گفت: من فرستاده خدايم