آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٧ - روايات
خروسها در خانههاى شما و فرياد كشد، گواهم كه نيست شايسته پرستش جز خدا يكى است، شريك ندارد، و گواهم كه محمّد سيّد پيغمبرانست و وصى او سيّد اوصياء و اينكه خدا سبّوح است و قدّوس پروردگار فرشتهها و روح. فرمود پس خروسهاى خانههاى شما پر زنند بر هم و او را پاسخ گويند در گفتارش و اينست مقصود از قول خدا «و پرندهها در صفاند و هر كدام نماز و تسبيح خود را دانند».
در احتجاج (١٢١) مانندش را از اصبغ آورده.
٢٥- در توحيد: بسندش از امير المؤمنين ٧ كه: هيچ كس نيست جز كه با او فرشتههاى پاسبانند و او را نگهدارند از اينكه در چاه افتد، يا ديوار بر او ويران شود، يا بدى باو رسد، و چون مرگش رسد او را در بر آفت رها كنند (الخبر).
٢٦- در بصائر: بسندى كه تا امام ششم رسيده فرمود: كروبيين گروهى از شيعه ما هستند از آفريدههاى نخست خدا آنها را پس عرش نهاده، اگر نور يكى از آنها را بر اهل زمين پخش كنند آنها را بس است فرمود: چون موسى از پروردگارش آنچه را نبايد خواست بيكى از كروبيان فرمود تا بر كوه تجلّى كرد و آن را نرم ساخت و گرد نمود.
در سرائر: از سيارى مانندش را آورده.
٢٧- در اكمال الدين: بسندش تا ابن عباس كه: شنيدم رسول خدا ٦ ميفرمود: خدا تبارك و تعالى را فرشتهايست بنام «دردائيل» ١٦٠٠٠ بال دارد كه ميان هر دو بالش هوائى است چون ميان آسمان و زمين، با خود ميگفت: آيا بالاى پروردگار ما چيزيست؟ خدا تبارك و تعالى گفته او را دانست و برابر بالهايش بدانها فزود ٣٢٠٠٠ شدند و باو وحى كرد بپرد و ٥٠٠ سال پريد و سرش بيكى از پايههاى عرش نرسيد، و چون خدا عزّ و جلّ دانست خسته شده بدو وحى كرد: بجايت برگرد من بزرگم؛ بالايم چيزى نيست مكان ندارم، پس خدا بالهايش را گرفت و از مقامى كه