آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٦ - تفسير
صف شوند، و چون خدا اجازه سخن بآنها دهد، گويند لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ، «و بگويد درست» يعنى لا إله إلّا اللَّه بگويد، على بن ابراهيم بسندش از امام صادق ٧ روايت كرده كه روح فرشتهايست بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل (تفسير قمى، ٧١٠).
٥- روح آدمىزادههايند، صف كشند يعنى آنها را در صف كنند، از حسن.
و گفته در (ج ١٠ ص ٤٣٨) در وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً چند معنا گفتهاند.
١- فرشتههايند كه جان كفار را بسختى از بدن آنها بيرون كشند، چنانچه كماندار زه را تا پايان بكشد از على ٧ و جز او، مسروق گفته: فرشتههايند كه جانهاى آدميزاده را برآرند، از مجاهد است كه مرگ است و جان ستاند و اين از امام صادق ٧ هم روايت شده.
٢- اخترانند كه از افقى بافقى كشيده شوند، برآيند و فرو شوند، أبو عبيده گفته از مطالع خود نزع شوند و در مغارب غرق شوند.
٣- كشندههاى زه كمان، و كشندههاى مهار برگردن چهارپايان، و سوگند بمجاهد است كه اين كار كند.
وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً در آن چند قول است.
١- آنچه گفتيم: كه گذارنده مهار است بر گردن چهارپا.
٢- فرشتهها كه جان كفار را ميان پوست و ناخن بكشند تا از درون آنها با رنج و اندوه برآرند، از على ٧.
٣- فرشتههايند كه جان مؤمنان را بگيرند مانند زانوبند كه از زانوى شتر بركشند. ٤- نفوس مؤمنانند كه هنگام مرگ از ديدار مقام بهشتى خود بنشاط آيند، از ابن عباس.
٥- اخترانند كه از افقى بافقى كشيده شوند و بروند.
در «السَّابِحاتِ سَبْحاً» نيز چند قول است.
١- فرشتههايند كه جان مؤمنان را بگيرند و آنها را بنرمى از تن برآرند