آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٩ - تفسير
«بپرس از آنها كه پروردگارت را دخترانست و آنان را پسران؟» بيضاوى در (ج ٢ ص ٣٣٤- ٣٣٦) تفسيرش گفته: فرمان پرسش داد چون براى خدا دختران ساختند كه گفتند فرشتهها دختران خدايند، و خود پسران برگزيدند، و اينان گمراهيها بر بتپرستى افزودند، جسم دانستن خدا، روا داشتن نيستى بر خدا، زيرا ولادت ويژه جسم است كه كون و فساد دارد، و خود را برتر شمردند كه جنس بهتر را برگزيدند.
و بفرشتهها توهين كردند كه آنها را ماده شمردند از اين رو در قرآن بارها آن را انكار كرده و ابطال نموده و آن را از آنچه دانسته كه آسمانها را بشكافد و زمين را تيكه كند و كوهها را يك جا خاك نمايد، و اين انكار مخصوص دو تاى اخير است كه مخصوص اين طائفه است، زيرا فساد آنها را همه كس ميفهمد بمقتضاى طبعشان از اين رو آن را در برابر اين پرسش آورد «يا آفريديم فرشتهها را ماده و آنها گواهند» و بچشم خود ديدهاند، چون اين گونه امور را بايد ديد تا فهميد براى آنكه ماده بودن ذاتى آنها نيست تا بصرف عقل فهميده شود، و اين استهزاء آنها است و اشعار بنهايت نادانى كه گويا بچشم خود ديدهاند آفرينش آنها را.
«هلا راستى كه از دروغبافى گويند خدا فرزند آورده» زيرا مقتضى ندارد و دليل بر خلاف دارد «و راستى كه آنها دروغ گويند» در آنچه معتقدند «آيا برگزيده دختران را بر پسران» پرسشى است در مقام انكار و استبعاد «شما را چه شده؟ چگونه قضاوت ميكنيد؟» بدان چه عقل نپسندد «آيا نينديشيد» كه خدا منزه از آنست «يا دليل روشنى داريد؟» كه از آسمان آمده بر اينكه فرشتهها دختران خدايند، «بياوريد كتاب خود را» كه بر شما فرود آمده «اگر راستگويانيد» در دعوى خود.
«و ميان او و جن نسبى ساختهاند» مقصود همان فرشتهها است كه بنام جن ياد كرده كه زبونتر از اينند كه دختر خدا باشند، و گفتهاند: مقصود اينست كه ميگفتند خدا با جن زناشوئى كرده و فرشتهها بيرون آمدند، و گفتهاند: گفته بودند:
خدا و شيطان برادرند، «و البته جن ميدانند كه آنان» يعنى كفار يا آدميان يا خود