آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٨ - تفسير
خدا ميجنگند، و بدوّم آواز برآوردن براندن اسبها و بسوّم قرائت قرآن و تهليل و تقديس در آغاز پيكار.
وجه چهارم: وصف آيات قرآن باشند، يك، انواع گوناگون آن در دلائل توحيد، و بيان تكليف و احكام و تعليم اخلاق فاضله كه ترتيبى تغيير ناپذير دارند چون افراد رده شده، دو- آيات نهى از زشتيها سه آيات وارده در كارهاى خير، و آيات را تالى وصف كرده از اين باب كه گويند شعر شاعر و كلام قائل، خدا فرموده «راستى اين قرآن رهبرى كند بدان چه استوارتر است، ٩- الاسراء».
و اما احتمال دوم كه مقصود سه چيز جدا باشد، گفتهاند: مقصود از «الصافات» پرنده است كه خدا فرموده «و پرندهها صف بندند، ٤١- النور»، و زاجرات هر چه از گناه باز دارد، تاليات هر چه از قرآن خوانده شود.
و گويم: توجيه ديگرى هم هست زيرا آفريدههاى خدا يا جسمانيند يا روحانى، آنچه جسمانيست، پايه بندى تغيير ناپذير دارد، زمين وسط عالم است و گردش كره آبست، و گرد آن كره هوا، گرد آن كره نار و اين چهار درون افلاكند تا پايان عالم جسمانى، اين اجسام در آستان جلال خدا هميشه در صفاند و فرشتهها با درجههاى مختلف و اوصاف جدا جدا دو صف مشترك دارند، يكى اثر بخشى در تحريك اجسام كه به «الزاجرات» بدان اشاره شد زيرا گفتيم زجر بمعنى راندنست.
دوم: ادراك و شناخت خدا و ستايش او كه با «فَالتَّالِياتِ ذِكْراً» بدان اشاره شده و چون جسم دون پايه است نسبت بروح كه غرق درياى معرفت و رو بتسبيح خدا دارد پيوسته چنانچه فرمود «و آنان كه نزد اويند سر بزرگى از پرستش ندارند، ١٩ الأنبياء» از اين رو اجسام را مرتبه نخست آورد، سپس ارواح مدبره اجسام عالم را ياد كرد و پس از آن بالاترين درجات را كه ارواح مقدسه خودباخته بشناخت جلال خدا و غرقه ستايش اويند، اينها است احتمالاتى كه بخاطر رسيد، و داناى باسرار كلام خدا جز خدا نيست.