آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٤ - فائده ٢ در باره نوروز
٤/ ١ تمام گرفتهاند.
و فرقشان اينست كه روميان در هر چهار سال ربع را كبيسه كرده و آن سال را ٣٦٦ روز تمام ميگرفتند، و فرس تا عهد يزدجرد آخر پادشاه عجم يا بيشتر كبيسه را در هر ١٢٠ سال ميگرفتند و بر سال كبيسه ٣٠ روز ميافزودند و ٣٩٥ روز ميشد، بسا كه بواسطه جلوس شاه تازهاى سال را از سر ميگرفتند و گذشته را اسقاط ميكردند، امّا پس از آن كسر را رها كردند و سال را هميشه ٣٦٥ روز گرفتند، و آغاز سال اين دو ملت كه يكم تشرين اول روم و يكم فروردين فرس است بنام نوروز و هر جزء از ماههاشان پيوسته موافق ديگرى نبوده و در هم ميچرخيده چون حساب آنها از هم جدا بوده.
و همچنين آغاز اين سالها و اجزاء آنها پيوسته با آغاز فصلى يا جزئى از آن موافق نبوده و در فصول ميچرخيده، و تا عهد جلال الدين ملكشاه سلجوقى چنين بوده، و او خواست در زمان خود بنام خود تاريخ جدائى بسازد، و دانشمندان فن را كه در حضرت او بودند فرمود: بناى حساب را برصد ابرخس كه نزد آنها درستتر بوده بگذارند، سپس آغاز سال را در اول حمل پايدار نمايند و انتقال خورشيد را در نيمه روز آغاز حمل آغاز سال دانند و آن موافق روز جمعه ١٠ ماه رمضان سال ٤٧١ هجرى و ١٨ فروردين ماه اول سال يزدجردى بود، و آن روز را يكم فروردين ماه سال جلالى ساختند، و روزهاى گذشته را انداختند، و آن را نوروز سلطانى ناميدند و بنا شد سال خورشيدى ٣٦٥ روز باشد و ششمين روز نوروز باشد، و كسر را در هر ٤- ٥ سال يك روز گرفتند و سال كبيسه ٣٦٦ روز شد و اين روش تاكنون جاريست.
چون اين را دانستى گوئيم اوّلا توقع ابن ادريس از شيخ كه نوروز را بيك روز ماه عربى يا رومى مشخص سازد و آنچه از بعض أهل حساب نقل كرده كه ١٠- ايار است جدا غريب است، چون دانستى روزهاى ماه فرس قديم و جديد در ماه عربى و رومى ميچرخند و بعكس، چون حسابشان در اعتبار سال مختلف است