آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٨ - فائده ١ در باره نام روزهاى ماههاى فارسى
برخى آنها را مثل افلاطون و پيروانش دانسته از اشراقيّين زيرا آنان براى هر نوع از فلك و اختر و عنصر بسيط و مواليد پرورنده مدبّرى ثابت كردند كه او را بكمال آماده برايش ميرسانند قول يكم موافق سلك مليين و ديندارانست و دوم بروش ماديها موافق است گرچه برخى معتقدان بوجود صانع هم بدان گرويدند و اينجا مناسب تحقيق اين بحث نيست.
أبو ريحان گفته هر يك از ١٢ ماه فارسى ٣٠ روز است و هر روز را نام جدائيست (و اين نامها با اندك اختلافى همانست كه در حديث ششم باب در نقل اختيارات ماههاى فرس از امام صادق گذشت) و بدنبالش گفته در نام اين روزها براى هر ماه بهمين ترتيب اختلافى نيست جز در «هرمز» كه برخى آن را «فرّخ» نامند و در (انيران) كه برخى آن را «به روز» نامند، و همه ماهها ٣٦٠ روزند، و گذشت كه سال ٤/ ١ ٣٦٥ روز است و به پنج روز زائد نامهاى ديگر دادند جز نام روزهاى ماه و آنها، اهشدگاه، اشتدگاه، اسفندگاه، اسفندمذگاه و بهشيشگاهاند.
گويم: سپس آنچه را گذشت با وجوه بسيارى آورده و روز سالشان ٣٦٥ روز شده، و ربع را رها كردند تا از جمع آنها ماهى بدست آمده در مدت ١٢٠ سال و آن را بماههاى سال افزودند و آن سال را ١٣ ماه شمردند و نامش را «كبيسه» نهادند و بروزهايش نام همان روزهاى ماههاى ديگر را دادند، و اين روش را داشتند تا پادشاهيشان نابود شد و دينشان از ميان رفت و پس از آنها ٤/ ١ رها شد و سال كبيسه مقرّر نشد تا بحال نخست بازگردد، و اوقات محموده پس نيافتند، زيرا اين كبيسه در شوراى دانشمندان فنون مختلف مركز و شهرستانها زير نظر پادشاه انجام ميشد و دست كم يك مليون اشرفى طلا هزينه بر ميداشت، و بنام عيد كبيسه در آن جشن با شكوهى برپا ميشد و آن سال پادشاه ماليات را برعايا ميبخشيد و ٤/ ١ روز را در هر چهار سال يك روز حساب نكردند كه بعنوان كبيسه بآخر يكى از ماهها يا آخر خمسه مسترقه بيفزايند، زيرا معتقد بودند كه كبيسه در ماه است نه در سال و در روز، و بعلاوه در كيش آنها هر روز ذكر و دعاى واجبى داشت