آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٦ - باب بيست و دوم نوروز و تشخيص آن، سعد و نحس روزهاى ماه فرس و روم و برخى نوادر
و بيرون آن براى صنوبر سجده مينمودند و برابر قربانى همه شهرهاى ديگر برايش قربانى ميكردند.
آنگه ابليس مىآمد و آن را بسختى ميجنبانيد و از درونش فرياد ميكرد و بيش از شياطين ديگر صنوبرها بدانها نويد و آرزو بخشى ميداد و سر از سجده برميداشتند و غرق شادى و نشاط تا بسر حد مستى ميرسيدند و از ميخوارى و ساز و آواز ديگر سخنى نميگفتند و ١٢ شبانه روز بشماره جشنهاى سال در آنجا بودند و سپس برميگشتند:
چون كفرشان بخدا و پرستش جز او طولانى شد خدا پيغمبرى از نژاد يهود پسر يعقوب اسرائيلى بدانها فرستاد و مدتى دراز در ميان آنها بود و آنها را به خداپرستى و خداشناسى ميخواند و چون آنها را در سركشى و گمراهى سرسخت ديد و دعوت او را پذيرا نشدند و عيد شهر بزرگشان رسيد گفت: پروردگارا بندگانت از تكذيب من و پرستش تو سر پيچند و بپرستش درختى بىسود و زيان دلدادهاند همه درختهايشان را خشك كن و قدرتت را بدانها بنما بامدادان ديدند همه درختها خشكند بهراس افتادند و بيچاره شدند و دو دسته گرديدند:
يكى گفت: اين مردى كه خود را فرستاده خداى آسمان و زمين ميداند معبودان شما را جادو كرد تا دل بمعبود او دهيد و دسته دوم گفتند: نه معبودان شما از نكوهش و بدگوئى اين مرد از آنها خشم گرفتند و زيبائى و خرمى خود را زير پرده كردند تا خشم كنيد و انتقام او را بگيريد و اتفاق بر كشتن آن پيغمبر كردند و لولههاى بلند و گشادى از قلع ساختند و مانند گنگ از ته چشمه روى هم سوار كردند و آب چشمه را كشيدند و در ته آن چاهى تنگ دهنه كندند و پيغمبر خود را در آن افكندند و سنگ بزرگى بر دهانه آن نهادند و لولهها را بيرون آوردند و گفتند: اكنون اميدواريم معبودان ما از اينكه بدگوى آنها را كشتيم از ما خشنود شوند ما در زير بزرگتر همه او را بخاك كرديم و سبزى و خرّمى خود را براى ما بازگردانند چنانچه بود و تا پايان روز ماندند و ناله