آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٩ - تفسير
و بسا بدريا فرو رود و ماهيان را بسوزد، و حكماء در اندازه نيرويش مبالغه كردند از اين راه دليل آوردند كه آتش گرم و خشك است و طبعش ضد ابر است و بايد آتش آن كمسوزشتر باشد از آتش ما بر حسب عادت، ولى چنين نيست و نيرومندتر از آتش اين جهانست، و بايد چنين نيروئى را از خداوند فاعل مختار گرفته باشد.
«وَ هُمْ يُجادِلُونَ فِي اللَّهِ» يعنى اين كافران با وجود اين دلائل در باره خدا ستيزه كنند و در آن چند وجه است.
يك: رد بر كسى است كه گفت: بگو كه خداى ما از مس است يا از آهن؟ ...
دو: رد بر انكار آنها است در باره بعث رستاخيز و ابطال حشر.
سه: رد بر آنها در باره اينكه معجزههائى ميخواستند و يا عذاب ريشه برانداز خواهش ميكردند «و او است شَدِيدُ الْمِحالِ» يعنى سخت نيرو از حول با ميم زائده يا سخت حيله، يا سخت كيفر، يا سخت هم آورد، و گفتهاند سخت ستيزه.
«رِزْقاً لَكُمْ» بيضاوى در (ج ١ ص ٦٣٢) تفسيرش گفته: يعنى وسيله زندگى از خوراك و جامه «إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ» بيضاوى (ج ١ ص ٦٤٥) مقصود شيطانيست كه دزده خبر از آسمان ميگرفت بواسطه شباهتى كه با فرشتهها داشت و مناسبتى كه در گوهر هستى آنها است، يا بواسطه استدلال از اوضاع كواكب و حركت آنها خبرى در مىآورد، و از ابن عباس است كه آنها را مانعى نبود از رفتن بآسمانها و چون عيسى ٧ متولد شد از سه آسمان ممنوع شدند و چون محمّد ٦ بجهان آمد همه آسمانها بوسيله شهاب بر آنها قدغن شد.
و بودن شهاب پيش از مولد با آن منافات ندارد چون ممكن است اسباب ديگر هم داشته باشد و هر كه گوش ميگرفت بدنبالش بود شهابى روشن كه همه بينند و آن شعله آتش درخشانى است، و ستاره و نيزه را هم كه درخشانند شهاب گويند (پايان).
رازى در (ج ٥ ص ٣٨٦) تفسيرش گفته: بسا كسى گويد: شما كه روا