آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٥ - تفسير
آن به دم زن تعبير كرده، و آن استعاره لطيفى است.
٢- «نه، سوگند بشفق» يعنى سرخى افق در آغاز شب و گفتهاند: سفيدى آن، وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ يعنى آنچه در تاريكى خود فراهم آرد كه در روز پراكندهاند يا آنكه براند چون شب هر چيزى را بمسكنش ميراند يا بدان چه از اختران براند در پرتو روز ...
و بدان كه در كتب حكماء و رياضىدانان سپيده صبح و سرخى و سپيده آغاز شب از اينست كه پرتو خورشيد بكره بخاردار هوا افتد، گفتهاند هميشه بر اثر پرتو خورشيد نيم بيشتر كره زمين روشن است؛ چون تابش كره بزرگتر بر كوچكتر بيش از نيم آن را فرا گيرد، و سايه زمين چون مخروطى است كه قاعده آن بر مدار خورشيد در سطح زمين است و تا زهره ميرسد چنانچه حساب شده، روز مدتيست كه اين مخروط زير زمين افق است و شب مدتى كه بالاى آنست، و چون خورشيد نزديك افق مشرق شود، مخروط سايه بمغرب برگردد و پيوسته چنين است تا شعاع گرد آن بچشم رسد و هر جاى آن بچشم بيننده نزديكتر باشد زودتر ديده شود.
و آن پرتويست كشيده بالاى افق كه ميان آن و افق تيكه تاريكى فاصله است كه بقاعده مخروط نزديكتر و از ديد دورتر است، و آن فجر كاذب است، و چون خورشيد خوب در زير زمين بافق نزديك شود آن سپيده در افق پهن ديده شود سپس سرخ بنظر آيد.
و شفق واروى آنست نخست سرخى ديده شود و پس از آن سفيدى پهن در افق و آنگاه سپيده دراز بالاى افق، و صبح و شفق در شكل بهم مانند و در وضع برابر هم باشند، و رنگ شفق و سپيده صبح با هم فرق دارند براى فرق كيفيت هواء مجاور افق، زيرا بخار سمت مشرق بواسطه خنكى هواى شب پاك و سفيد است ولى در سمت مغرب بواسطه اجزاء دودى اثر خورشيد زرد است، و جسم تار هر چه پاك و سفيد باشد پرتوگيرتر است، و پرتو را بهتر بازده ميكند.
و بابزار رصد معلوم شده كه خورشيد در آغاز سپيده دم و هنگام غروب شفق