آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٩ - در كفر جادوگر
آن را فهميد تا از آن دورى كرد چون نهى از آن نامفهوم نشدنيست.
پنجم: شايد جن چند نوع جادو ميدانستند كه آدمى بمانند آنها توانا نبود و خدا فرشتهها را فرو فرستاد تا بآدمى ياد دهند آنچه را بتواند با آن بمعارضه جن پردازد.
ششم: ممكن است براى سخت گرفتن در تكليف باشد كه بفهمد و بدشوارى از آن خوددارى كند و از لذت آن چشم پوشد و ثواب بيشتر برد، چنانچه خدا قوم طالوت را بجوى آب آزمود، «كه هر كه از آن نوشد از من نباشد و هر كه از آن نچشد از من است» و از اينها روشن شد كه دور نيست خدا تعالى دو فرشته را براى ياد دادن جادو بزمين فرو آورده باشد.
مسأله چهارم: برخى گفتند اين واقعه در زمان ادريس ٧ رخ داده، زيرا چون آن دو فرشته براى اين غرض بصورت آدمى فرو شدند، بايد در آن وقت پيغمبرى باشد كه اين معجزه او گردد، و نميشود خود آنها پيغمبر بشر باشند چون ثابت شده كه خدا از فرشتهها بآدمى پيغمبر نفرستد، و اللَّه اعلم.
مسأله پنجم: هاروت و ماروت كه بيان دو فرشته است نام عجمى آنها است كه منصرف نشدهاند و اگر از كلمه هرت و مرت بمعنى شكستن بودند بپندار برخى بايد منصرف باشند، و زهرى (هاروت و ماروت) برفع خوانده يعنى «هما هاروت و ماروت» و قول خدا كه «ياد نميدادند جادو را بكسى تا ميگفتند همانا ما فتنهايم» شرح اينست كه آنها بسختى بر حذر ميداشتند از بكار بردن جادو كه ميگفتند «همانا ما فتنهايم» و مقصود از آن امتحان و امتياز فرمانبر از نافرمانست و البته ما راههاى اينكه فرستادن دو فرشته براى تعليم جادو نيكو بوده بيان كرديم كه بهمراه آموختن جادو اندرز ميدادند كه مبادا آن را بكار زنيد بلكه از آن فرق ميان معجزه و جادو را بدانيد و بس، و مبادا بدانستن آن بگناه و فساد و اغراض دنيا بگرائيد.
اما اينكه فرمود: «از آنها ياد ميگرفتند آنچه بدان جدا ميكردند مرد را