آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٨ - در كفر جادوگر
باو ياد دادند و او آن را خواند و بآسمان بالا رفت نامش «بيدخت» بود و خدا او را مسخ كرد و زهرهاش نمود.
و بدان كه اين روايت فاسد است و مردود و ناپذيرفتنى، زيرا در قرآن بر آن گواهى نيست بلكه آن را از چند راه باطل داند.
يكم: آنچه در آن دليل است بر عصمت فرشتهها از هر گناه.
دوم: اينكه گفتهاند مخير شدند ميان عذاب دنيا و آخرت فاسد است بلكه بهتر اين بود كه مخير شوند ميانه توبه و عذاب زيرا خدا از كسى كه عمرى بت پرستيده توبه پذير است و چگونه از آنها دريغ ميكرد.
سوم: عجبتر از همه اينكه گويند در حالى كه معذبند بمردم جادو آموزند و بدان دعوت كنند و هم كيفر بينند.
و چون فساد اين گفته روشن شد گوئيم سبب فرود آوردنشان چند چيز بوده.
يك: جادوگران در آن زمان بسيار بودند، و جادوهاى ناشناختهاى بكار ميبردند و خود را پيغمبر ميناميدند و آن را معجزه خود وانمود ميكردند و خدا اين دو فرشته فرستاد تا فرمولهاى جادو را بمردم آموزند و آنها بتوانند با مدعيان دروغى نبوّت معارضه كنند و اين بهترين غرض و مقصد است.
دوم: اينكه امتياز معجزه از جادو توقف دارد بر دانستن حقيقت معجزه و جادو و مردم بدان نادان بودند و شناخت حقيقت معجزه براى آنها نشدنى بود، و خدا اين دو فرشته را فرستاد تا ماهيت جادو را براى همين بشناسانند.
سوم: دور نيست كه گفته شود جادو تا آنجا كه مايه جدائى ميان دشمنان خدا و دوستى ميان دوستان خدا بوده براى آنها مباح يا مستحب بود و خدا براى همين دو فرشته را فرستاد كه جادو را بدين غرض بياموزند و مردم آن را از آنها ياد گرفتند و در بدى بكار بردند و مايه جدائى دوستان خدا و الفت دشمنان او شدند.
چهارم: اينكه دانستن هر چيزى خوبست و چون از جادو غدقن شده بايد