آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٧ - در كفر جادوگر
ترديد باشد.
مسأله سوم: گفتيم فرشتهاند آيا چرا فرود آمدند؟ از ابن عباس روايت است كه براى پاسخگوئى بفرشتهها بود كه از گناه آدميزاده و از اينكه خدا به آنها مهلت ميدهد و خصوص پس از جادوگرى آنها تعجب كردند، و خدا از آنها خواست تا داناتر و زاهدتر و ديندارتر خود را انتخاب كنند براى فرو شدن بزمين و آنها از ميان خود هاروت و ماروت را انتخاب كردند و خدا شهوت آدمى بدانها داد و آنها را بزمين فرستاد، و شرك و آدم كشى و زنا و ميخوارى را بر آنها غدقن كرد.
فرو شدند و زيباترين زنها بنام زهره نزد آنها رفت و ويرا بخود خواندند و او نپذيرفت جز پس از آنكه بتپرستند و مىنوشند و آنان در آغاز سر باز زدند ولى شهوت بر آنها چيره شد و همه را انجام دادند، و چون مى نوشيدند و بت پرستيدند گدائى نزد آنها آمد، زهره گفت: اگر او بيرون رود و آنچه از ما ديده بمردم بگويد كار ما تباه شود، اگر خواهيد دست شما بمن برسد اين مرد را بكشيد.
نخست خوددارى كردند، ولى او را هم كشتند، و چون از كشتن او فارغ شدند و آن زن را خواستند او را نيافتند، و آنگه پشيمان شدند و افسوس خوردند و بدرگاه خدا لابه كردند، و خدايشان ميان عذاب دنيا و عذاب آخرت مخير كرد، و عذاب دنيا را برگزيدند، و آنها در بابل ميان آسمان و زمين آويخته شدند و جادو بمردم مىآموزند.
و در باره زهره هم دو قول دارند:
يكى اينكه چون دو فرشته را خداوند بشهوت آدميزاده آزمود، ستاره زهره را با فلكش بزمين فرود آورد تا شد آنچه شد، و باز زهره و فلكش بجاى آسمانى خود برگشتند و آن دو را سرزنش ميكردند بدان چه از آنها ديدند.
دوم اينكه آن زن يك بدكاره بود از مردم زمين و پس از ميخوارى و آدم كشى و بتپرستى با او مواقعه كردند، و اسم اعظم كه بوسيله آن بآسمان بالا ميرفتند