آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣١ - تفسير
نباشد گوئيم فرق اينست كه كار آدمى بيك راهى روشن مىشود و اگر بر جن روا باشد كه بتقليد از خط سليمان در كتب او دست برند راه فهميدن ندارد و مايه طعن بر همه اديان است.
٤- «عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ» از ابن جريج است كه يعنى در ملك سليمان و گفتهاند: در عهد سليمان و بهتر اينست كه مقصود از آنچه را ميخواندند شياطين افتراء بر ملك سليمان است باشد، زيرا آنها كتب جادو را ميخواندند و ميگفتند سليمان بوسيله اين علم اين شاهى را بدست آورد. و خواندن آنها اين كتب را چون دروغ بستن بملك سليمان بود و اللَّه أعلم.
٥- در معنى ملك سليمان اختلاف است، قاضى گفته: مقصود نبوّتست و يا شامل آنست و كتابى كه بر او نازل شده و شريعتى كه براى او آمده و بدين وجه درست آيد كه چون آن مردم صحيفه جادوگرى را كه زير تخت سليمان نهان كرده بودند و درآوردند و اشتباه كارى كردند كه از او است بملك او دروغ بستند، و درستتر نزد من اينست كه چون ميگفتند سليمان بجادوگرى اين پادشاهى را بدست آورده بر ملك سليمان دروغ بستند، و اللَّه أعلم.
٦- سبب اينكه جادو را بسليمان بستند وجوهى است:
يكم: براى بزرگداشت آن و تشويق مردم بدو آن را از سليمان دانستند.
دوم: يهود بنبوت سليمان معترف نبودند و ميگفتند پادشاهى او بر اثر جادو است.
سوم: چون خدا جن را براى سليمان مسخر كرد و با آنها درآميخت رموز عجيبى از آنها دريافت و گمان شد كه وى جادو هم از آنها آموخته و اما اينكه فرمود «و كافر نشد سليمان» براى تبرئه او بود از كفر و اين دليل است كه آن قوم كفر و جادو باو بسته بودند و در اين باره چيزها گفتهاند.
يكم: از برخى دانشمندان يهود روايت شده كه ميگفت تعجب نداريد از محمّد