آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٩ - اخبار
و هر چه بالا رفت خرد شد تا چون گنجشكى شد.
رسول خدا ٦ بجبرئيل رو كرد و فرمود: ديدمت هراسان شدى، و چيزى هراس آورتر براى من از رنگ پريدگى تو نيست، فرمود: اى پيغمبر خدا سرزنش مكن، ميدانى اين كه بود؟ فرمود: نه. گفت: اين اسرافيل دربان خدا است، و از آنگه كه خدا آسمانها و زمين را آفريده از جاى خود نجنبيده و چون ديدمش فرو مىشود، پنداشتم فرمان قيامت را آورده، و از اين رو رنگم پريد، و چون ديدم آنچه خدا تو را بدان برگزيده رنگم بجا آمد و خود را يافتم، نديدى هر چه بالا رفت خرد شد.
راستش چيزى نيست كه نزديك خدا شود جز از بزرگى خدا خرد گردد، اين دربان خدا و نزديكتر خلق باو است و لوح از يك ياقوت سرخ برابر ديده او است، چون خدا تبارك و تعالى سخنى وحى كند بر لوح زند و او بنگرد و سپس بما افكندش و ما آن را در آسمانها و زمين باجراء گزاريم. راستش او نزديكترين آفريده رحمانست بدو و ميان من و او نود پرده از نور است تا آنجا كه چشمرس نيست و شماره و آمار ندارد، و من نزديكتر خلقم بدو و ميان من و او هزار سال راه است.
بيان: مقصود از پردهها يا حجب معنويه است چنانچه گذشت يا مقصود ميان او و ميان عرش خدا است يا نهايت آفريدهها يا تا آنجا كه مصدر وحى است.
ميگويم: اين حديث را بخط يكى از اساتيد ديدم كه آن را با حذف اسناد از مدينة العلم صدوق آورده.
٩- و از همان: از امام صادق ٧ كه: چون خدا ميكائيل را فرمايد تا فرو شود بدنيا در انجام فرمانى يك پا در آسمان هفتم گذارد و ديگرى را در زمين هفتم.
١٠- و از همان: از امام صادق ٧ كه: خدا مارى آفريده كه گرد آسمانها و زمين را گرفته و سر و دمش را زير عرش گرد آورده و چون گناهان