آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٨ - اخبار
روز پنج بار در آن درآيم و بخاندانى كه بر مرده خود گريند ميگويم: گريه نكنيد كه من باز آيم و باز آيم تا هيچ كدام شما نمانيد، رسول خدا ٦ فرمود: اى جبرئيل، مرگ بس است براى كوبندهگى؟ گفت: آنچه پس از مرگ است كوبندهتر و بزرگتر است.
٤- و از همان (٦٥٤) در قول خدا «البته از آيات بزرگتر خدا ديد» كه جبرئيل را ديد بر ساقش درّ بود چون قطرهها بر سبزه، ٦٠٠ بال داشت كه ميان آسمان و زمين را پر كرده بودند.
٥- در توحيد (٦٩): بسندش از حفص بن غياث كه پرسيدم امام ششم ٧ را از قول خدا عزّ و جلّ «لقد رأى- الآية-» و مانند آن را آورده.
٦- در معانى الاخبار (٤٩) كه جبرئيل يعنى عبد اللَّه، ميكائيل يعنى عبيد اللَّه و همين است معنى اسرافيل.
٧- در خصال (١٠٥) از امام هفتم ٧ كه رسول خدا ٦ فرمود: راستى خدا از هر چيزى چهار برگزيده است و از فرشتهها برگزيده جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملك الموت را- الخبر.
٨- در تفسير على بن ابراهيم: بسندش از امام ششم ٧ كه در اين ميان كه رسول خدا ٦ نشسته بود و جبرئيل در برش بود جبرئيل را توجهى بسوى آسمان شد و رنگش پريد تا مانند زعفران شد و برسول خدا ٦ پناه برد و رسول خدا ٦ بدان جا كه جبرئيل نگريسته بود نگاه كرد و ناگاه چيزى سراسر جهان را پر كرده بود و پيش مىآمد تا يك زه كمان بزمين سپس گفت: يا محمّد من پيك خدايم بسوى تو، تا مخيرت كنم پادشاه پيغمبرى باشى دوست دارى يا بنده و پيغمبرى باشى؟ رسول خدا بجبرئيل كه رنگش باز گشته بود رو كرد، جبرئيلش گفت: بلكه بندهاى باش پيغمبر، و رسول خدا فرمود: بندهاى پيغمبر باشم، آن فرشته يك پاى راست را برداشت و بر جگر آسمان اول نهاد پاى دوم را در آسمان دوم و پس هر آسمانى را با يك گام پيمود تا بآسمان هفتم رسيد، ميان هر آسمانى يك گامش بود