آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٤ - روايات
وانهد بدوستى محمّد تو را دوست دارند و بدشمنى او دشمنت دارند، شفاعت محمّد ٦ بدانها نرسد، نزديك بيا اى برگزيده خدا، و سر پيغمبر را ٦ گرفت و بدامن او نهاد و پيغمبر ٦ بيدار شد و گفت: اين همهمه چه بود؟ و بوى باز گفت، فرمود: دحيه كلبى نبود و جبرئيل بود، تو را بنامى خواند كه خدايت بدان ناميده رواست كه دوستى تو را بدل مؤمنان انداخته، و ترست را بدل كافران.
٥٤- در علل محمّد بن على بن ابراهيم: پرسش شد امام ششم از فرشتهها كه ميخورند و مينوشند و نكاح ميكنند؟ فرمود: نه، آنها بهمان نسيم عرش زندهاند پرسش شد سبب خوابشان چيست؟ فرمود براى جدائى آنها از خدا عزّ و جلّ چون آن را كه خواب و چرت نگيرد همان خدا است.
٥٥- و از همان: علّت در اينكه صيحه آسمانى را چگونه همه اهل دنيا بفهمند با اينكه صيحه بيك زبانست و زبان مردم مختلف است؟ فرمود: در هر كشورى فرشتهها گمارده است، و بزبان أهل آن ندا كنند، ابليس هم در هر كشورى شياطينى بگمارد تا بزبان آن فرياد زنند هلا كار از آن عثمان بن عفانست.
٥٦- اقبال (٣٥) در تعقيب نماز ماه رمضان و جز آن: و رحمت فرست بر جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل، ملك الموت، مالك دوزخ، رضوان دربان بهشت روح القدس، روح الامين حاملان مقرب عرش، منكر و نكير، دو فرشته نگهبان و بر كرام كاتبين.
٥٧- در نهج البلاغة (ج ١ ص ٣٤١) از نوف بكالى كه امير المؤمنين ٧ فرمود: اى متكلّف وصف پروردگارت پس وصف كن جبرئيل و ميكائيل و لشكرهاى مقرب فرشتهها را كه در آستانهاى قدس سنگين بار و سرگردانند از اينكه وصف كنند احسن الخالقين را.
٥٨- در نوادر على بن اسباط: بسندى از امام پنجم ٧ كه: چون پيغمبر ٦ در گذشت خاندانش درازتر شبى را گذراندند، گويا نه آسمانى