آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢ - فوائديست سودمند در مورد شب و روز
با روز شماره ميكردند.
و اگر گفته شود مقصودش از آن فهماندن آغاز روز بوده بمردم لازم آيد كه مردم پيش از آن بآغاز روز و شب نادان باشند، و اين خود نشدنيست، اگر گويند نهار شرعى غير از نهار عرفى است، اين هم اختلافى است در تعبير و يك نامگذارى غير متعارفى است با اينكه در آيه ذكرى از روز و آغاز روز نيست و ما از اين گفتار لفظى روگردان نيستيم هر گاه طرف در مقصد با ما موافق است، و چگونه بچيزى عقيده دارد كه خلافش روشن است، زيرا سپيده در سوى مغرب مانند سپيدهدم است در سوى مشرق و هر دو در علت برابر و در حالت همانند، و اگر سپيدهدم آغاز روز باشد بايد نهانى شفق پايان آن باشد، و برخى شيعه بپذيرش آن دچار شدند[١].
و بعلاوه كسى كه در آغاز روز با ما مخالف است موافق ما است در اينكه شب و روز در سال دو بار برابر شوند، در آغاز بهار و آغاز پائيز و موافق است كه بلندتر روز نهايت نزديك شدن خورشيد به قطب شمال است و كوتاهترش نهايت دور شدن آن از آنست و موافق است كه كوتاهتر شب تابستان برابر كوتاهتر روز زمستان است، و همين است معناى قول خدا تعالى «فرو برد شب را در روز و فرو برد روز را در شب، ١٦- الحج» و قول خدا تعالى «و بچرخاند شب را بر روز و بچرخاند روز را بر شب، ٥- الزمر».
و اگر همه اينها را ندانند يا نديده گيرند چاره ندارند كه نيم نخست روز را شش ساعت دانند و نيم دوم را شش ساعت و نتوانند از آن ديده بر هم نهند چون اين خبر در فضائل پيشتازان بجمعه شايع است كه تفاضل آنها در تسابق نسبت به شش ساعت نخست روز جمعه است بسوى نماز جمعه كه اول روز است، تا وقت
[١] غروب شفق براى تحقق شب از شيعه معهود نيست و منشأ اشتباه تعبير ارتفاع سرخى مشرق است تا بالاسر و شايد مقصود از برخى شيعه أبو خطاب غالى باشد كه نهانى شفق را اول شب دانسته( از پاورقى ص ١٣)