آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٩ - فائده ٣ در باره تطبيق نوروز با مبعث و غدير و فتح مكه و
روز جلو مىافتد و بيش از هفت ماه فاصله مىشود) و ميان نوروز دوتاى آخرى بايد كمتر از يك ماه عربى فاصله باشد، (چون كمتر از ٣ سال فاصله دارند و سال عربى كمتر از يك ماه با سال خورشيدى فاصله پيدا ميكند) با اينكه مبعث در آخر ماه رجب بوده و فتح مكّه در اواخر ماه رمضان و سومى در اواخر ذيحجه (و فاصله ميان رجب و دو تاريخ بعد كمتر از شش ماه است و فاصله دو تاى آخر در حدود سه ماه) و ممكن است جواب از اين اعتراض بدو وجه:
الف: آنچه يكى از افاضل گفته: كه در سال ١٩ بعثت آن حضرت خسرو پرويز كشته شد و تا آخر زمان او سه شاه بنام شيرويه، اردشير، توران دخت بتخت نشستند، دو تاى اول پيش از فتح مكّه بوده و آخرى بعد از آن، و ممكن است هر كدام مقدارى از سال را انداخته باشند و نوروز را تجديد كرده باشند چنانچه شيوه پيوسته آنها بوده و براى اين پيشامدها نوروز موافق اين حوادث شده، و اين خود دليل است چون دلائل ديگر كه از دو روايت برآيند بر اينكه مقصود از نوروز در شرع اعتدال ربيعى نيست زيرا بنا بر آن بهيچ وجه نميتوان اين تواريخ را توجيه كرد و هم بر تفسيرهاى ديگر جز يكم فروردين و معين است كه مقصود همان اول فروردين است (پايان).
ب: آنچه بخاطر من آمد و آن اينست كه در حديث لفظ مبعث نيست بلكه گفته: جبرئيل بر پيغمبر فرود آمد و ميان آنها ملازمه نيست زيرا بعثت فرمان تبليغ رسالت است به مردم و ممكن است نزول جبرئيل سالها پيشتر باشد و اما بت شكستن در خبر نيست كه در فتح مكّه بوده بلكه از بعض اخبار برآيد كه پيش از هجرت بوده.
و ممكن است متعدد باشد و يكى موافق نوروز شده باشد، چنانچه در كشف الغمّه از مسند احمد بن حنبل آورده تا على ٧ كه من بهمراه پيغمبر رفتم تا خانه كعبه و پيغمبر بمن فرمود بنشين و بدوشم بالا رفت و او را بلند كردم و ديد من توانائى ندارم، و او نشست و من بدوش او بالا رفتم، و مرا بلند كرد تا خيال كردم بافق