آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٧ - فائده ٢ در باره نوروز
يا گفته شود نوروز فرس آغاز فروردين بوده با رعايت كبيسه بهر وضع از كم و بيش در زمان و شامل نوروز جلالى هم هست گرچه اين نوع هنوز مورد عمل نشده بوده.
و مؤيّد آنست كه منجمان فرس و ديگران آغاز سال را بتحويل خورشيد بحمل مقرر داشتهاند چنانچه كوشيار در كتاب مجمل الاصول گفته «معلوم است كه آغاز سال جهان همان تحويل خورشيد است باول ثانيه از برج حمل و طالع آن طالع سال است» و مانند آن از كلمات آنها، خبر هم ميگويد نوروز آغاز سال فرس است و باز تأييد شده باينكه در آغاز آفرينش جهان خورشيد در حمل بوده و باينكه چون ما پس گرد حساب كنيم دريابيم كه عيد غدير در سال ١٠ هجرى مطابق نزول خورشيد باول حمل بوده، طبق برخى ارصاد و طبق برخى يك روز پيش از آن بوده چنانچه ابن فهد- ره- بدان اشاره كرده، و طبق برخى دو روز چنانچه ديگرى گفته، و موافقت برخى ارصاد كافى است.
و باينكه آغاز حمل آغاز نموّ بدن جانداران و درختان و گياهها است چنانچه خدا سبحانه فرموده «آيا ندانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده ميكند» (اختلافى با آيه ١٩ و ٥٠ سوره روم و ١٧ سوره- الحديد دارد) و قدرت و حكمت و لطف و رحمت صانع در آن نمايان شود، و سزاوارتر است كه شكر پروردگار كريم نمود و آن را آغاز سال و عيد بزرگ دانست، و سخن در باره بيشتر اينها گذشت.
و دليل بر اينكه اين مقصود از روايت نيست اينست كه آن در زمان امام صادق ٧ مشهور و معمول نبوده است با اينكه معلّى ميگويد: من روز نوروز نزد امام صادق ٧ رفتم. و بايد آن روز معروف باشد در آن زمان، و در آن زمان جز تاريخ يزدجردى وجود نداشته است و اين درست نيايد جز با تكلف و بست و بندى كه ما در آغاز بدان اشاره كرديم[١].
[١] بايد گفت عيد و مراسم عيد يك امر قراردادى است و جعلى و هر ملتى نظر به پيشامدهاى ملى و عقائد و احساسات مناسب با خود روزى يا چند روز را در سال عيد مقرر سازند و در آن مراسمى موافق عقيده و احساسات خود برپا دارند و بر آن نامى نهند مانند عيد نوروز در ملت فرس، كرسيمس در مسيحيان، فصح در يهود و موضوع عيد نوروز توافق ملت پارس است بر يك روز در سال براى انجام مراسم شادى و اين مراسم بر دو نوع است.
مشروع و مستحسن از نظر اسلام مانند ديدار يك ديگر و تهنيت و هديه بهم دادن و گذشت از بديهاى يك ديگر و مانند آنها و كارهاى نامشروع از ساز و آواز و مىخوارى و مانند آن و منظور روايات اين باب روز مشخص نيست بلكه هر روزى كه به قرارداد فارسيان مسلمان كه معاصر امام صادق ٧ بودند بعنوان عيد شناخته شود يا بعد از آن اين عنوان را پيدا كند مورد توجه است و در شرع از نظر عيد بودن پذيرفته شده ولى مراسم نامشروع آن الغاء شده و مراسم مشروع و مستحسن چون غسل و تنظيف و عطر زدن و نماز بجاى آن مقرر شده.
و بعبارت ديگر نوروز در روايات روز نوعى است نه روز شخصى تا نياز باين همه جستجو و بحث داشته باشد و تحقق آن بعرف مسلمانان فرس است بهر وجهى و بهر وضعى و در هر تاريخى و هر روزى مورد اين توافق شد و نزد آنها عيد نوروز مقرر شد موضوع تعظيم و بزرگداشت و اعمال مقرره است و شايد منظور از روزهائى كه در آن بيان شده چون مبعث و غدير و فتح مكه اينست كه اين روزها هم صلاحيت دارند كه عيد باشند و در آنها مراسم مشروع عيد انجام شود و نياز بتوجيه هم ندارند( شرح مترجم)