آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٦ - فائده ٢ در باره نوروز
ماهى ٣٠ روز بوده بىكم و بيش، و مؤيّد آنست اخبار بسيارى كه دلالت دارند سال ٣٦٠ روز است و آغاز فروردين بدين حساب نوروز است.
و بر آن اعتراض مىشود كه حواله نوروز و سال بر قرارداد متروكى كه نه معين است و نه آغاز ماهش معلوم است از قانونگذار دور است.
دوم: بر پايه نوروز فرس قديم باشد كه بيانش گذشت و اين قوى است ولى بنيادگذارى يك امر شرعى بر وضعى تغيير پذير كه در هر زمانى بدنبال فرمان يك پادشاه جور است و دچار غفلت و ناتوانى از انجام كبيسه چنانچه در دوران يزدجرد رخ داد بسيار دور است از باور بعلاوه ظاهر اينست كه فضيلت اين روز يا براى امور مقارن آنست و احوال واقع در آن كه بسيارى از آنها پيش از زمان يزدجرد بوده و بر پايه كبيسه بوده و پس از آن سقوط كرده، يا براى برخى اوضاع فلكيه يا زمينى است مانند ورود خورشيد در برجى و دخول برجى از بروج يا درجهاى از آن يا پديد شدن گل و روئيدن گياه و درخت و جز آن و هيچ كدام از آنها وابسته به نوروز باين معنى نيستند كه در فصول جابجا مىشود و با اين باز هم از نظر دليل اقوى از همه است.
سوم: بر پايه نوروز قديم بر اساس كبيسه در ١٢٠ سال چنانچه دانستى چون در فرس همان نوروز اصيل بوده، و رها كردن كبيسه براى مشوّش شدن وضع و ناتوانى از ضبط قواعد رخ داده، و باز هم اعتراض گذشته مىآيد كه يك تكليف عام مشترك ميان عوام و خواصّ نمىتواند مبنى بر يك امر مشكل باشد كه جز يك استاد يگانه در نجوم و هيئت از آن خبر ندارد، بلكه براى هيچ كس شناخت حقيقت آن ميسّر نيست جز آنكه گفته شود قاعده آن را امام بمعلّى آموخته و او روايت نكرده يا مردم از او روايت نكردهاند و آن هم بعيد است.
چهارم: اينكه مراد همان نوروزيست كه اكنون ميان منجمان معروف است كه دخول خورشيد ببرج حمل است براى آنكه امام ٧ ميدانسته قانون فرس قديم همين بوده، و آن را وانهادند و بدنبال كبيسه ١٢٠ ساله رفتند براى آسان شدن كارشان